- « إذا ظهر الحقُّ ، لم يبق معه غيره . »
وقتى كه حق ظاهر شود ، غيرى با او باقى نمىماند .
- « ليس للقلب سوى وجهة واحدة ؛ فإلى أىِّ وجهة توجّهتَ ، حجبت عن غيرها . »
براى قلب جز يك جهت نيست ، پس به هر جهت توجّه كنى ، از غير آن جهت محجوب مىگردى .
- « ما وصل إلى صريح الحريّة مَن عليه مِن نفسه بقيّة . »
كسى كه از نفس او چيزى باقى مانده باشد ، به آزادگى خالص نمىرسد .
- « الجمع ما أسقط تفرّقتك ومَحى إشارتك ، والوصول إستغراق أوصافك وتلاشِى نعوتِك . »
جمع [ به حق تعالى ] آن است كه جدايىات را از بين ببرد و اشارهات را محو نمايد و رسيدن [ بهحقّ تعالى ] غرق شدن اوصافت و متلاشى شدن صفاتت مىباشد .
- « مَن تحقّق به عين العبوديّة ، نظر أفعاله به عين الرياء ، وأحواله به عين الدّعوى ، وأقواله به عين الإفتراء . »
هر كس به حقيقت بندگى رسيده باشد ، به افعالش به چشم ريا و به حالاتش به چشم ادّعا و به سخنانش به چشم افتراء [ دور از واقعيت بودن ] مىنگرد .
- « شاهِد مشاهدتَه لك ، ولا تشاهِد مشاهدتَك له . »
مشاهدهى خداوند تو را مشاهده كن و مشاهدهى خودت خدا را مشاهده مكن .
- « القريب مسرور بقربه ، والمحبّ معذَّب بحبّه . »
شخص نزديك به خداوند ، به نزديكىاش خوشحال است و دوستدار عاشق [ حضرت حقّ ] به واسطهى محبّتش عذاب مىشود و درد مىكشد .
- « الفقر أمارة التوحيد ، ودالّة على التفريد ، وحقيقة الفقر أن لا تشاهد سواه . »
نيازمندى ، نشانهى توحيد و دلالت كننده بريكتاگرايى است و حقيقت فقر آن است كه غيرخداوند را مشاهده نكنى .
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 298
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص٢٩٨