( 1807 ) شيخ شعبان مجذوب مصرى
از ابرار و اهل تصريف و كرامات است كه در خبر دادن از مغيبات عجيب بوده بهگونهاى كه در اوّل هرسال خبر از آن چه در سال واقع مىشود مىداد و هميشه عريان بود و با قطعهاى پوست يا گليم يا حصير يا غيراينها ستر عورت مىنمود ، از حلال زينت دنيا چون حرام اجتناب مىورزيد و مردم چنان به وى معتقد بودند كه ديدن وى را مبارك مىشمردند و كسى منكر او نبود . بعد از سال 900 از دنيا رفت . « 1 »
( 1808 ) شعوانه عجميّه
از زنانى است كه جديّت تمام در بندگى داشت و از خوف حضرت حقّ بسيار گريه و زارى مىنمود ، تا اين كه به وى گفتند : چرا اينهمه مىگريى ؟ گفت :
« واللَّه ، لوددتُ أن أبكى حتّى تنقطع دموعى ، ثمّ أبكى دماً حتّى لا يبقى جارحةٌ من جسدى فيها دمٌ . »
به خدا سوگند دوست دارم به اندازهاى گريه كنم كه اشك چشمم قطع شود ، سپس خون گريه كنم ، تا اين كه عضوى از اعضاى بدنم كه در آن خون باشد ، باقى نماند .
با فضيل بن عياض صحبت داشت و فضيل از وى تمنّاى دعا مىنمود . اين عارف بزرگوار در سال 175 از دنيا رفت .
حكايت
وقتى چندان اندوه به روى غالب شد كه از عبادات و نماز باز ماند ، كسى به خوابش آمد و
هامش
( 1 ) . طبقات شعرانى ، ج 2 ، ص 167 .