تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
چشمه‌ى ] مشاهده و نابود شدن علم در درياى جمع و هلاك شدن فناء در درياى ازليّت و غرق شدن وجود در سپرى شدن عدم و نابود شدن بقاء در برابر برق و آذرخش ابديّت . بنابراين ، فناء قرب در عين مشاهده براى پيامبران ، صاف و بىآلايش نمودن باطن‌ها ، [ و ] براى مقرّبين عنايت‌هاى نيكان و ابرار ، [ و ] نابودى علم در درياى جمع براى صدّيقين ، ديدن و براى نيكان مشاهده است ؛ زيرا ديدن نسبت به ذات است و مشاهده نسب به انوار صفات [ الهى و ] نابود كردن فنا در درياى ازليّت براى مرسلين حقيقت و براى مقرّبين حقّ و راه و روش است و غرق شدن وجود در سپرى شدن عدم براى صدّيقين يگانه نمودن توحيد ، و براى ابرار و نيكان محقّق شدن تجريد و پيراستگى است . و معدوم شدن بقاء در برابر برق ازليّت ، براى شهدا ، زندگى قرب و نزديكى و تداوم روزى و براى صالحين وزش روح و آسودگى ريحان [ و روزى خاصّ الهى ] و معرفت‌هاى بهشت « نعيم » است . پس او [ عارف ] به واسطه بقاء قرب در عين مشاهده عقل مىباشد و به جهت نابودى علم در درياى جمع روح مىباشد و به سبب نابود كردن فنا در درياى ازليّت سِرّ و به واسطه‌ى غرق شدن وجود در سير نيستى ذرّ [ و گَردْ و ناچيز ] ، به علّت معدوم شدن بقاء در برابر برق ابديّت ذات كامل‌الوجود و به تمامى ، استوار و پرداخته مىباشد . بنابراين به واسطه‌ى عقل كه ميان ايمان و روح قرار دارد خطاب پاداش مىبيند و با سرّ امر [ الهى ] را فهميده و به ذرّ حكم ظاهر مىشود و به ذات حركت واقع مىشود . پس حركت ، ظاهر حكم است و حكم ، ظاهر امر و امر ، ظاهر خطاب و خطاب ، ظاهر ايمان و ايمان ، ظاهر صفات و صفات ، ظاهر ذات است . پس ايمان ، بينايى عقل است و سرّ ، بينائى روح و امر ، بينائى حكم و حكم ، بينايى حركت و اين امور حقيقتى است كه براى عارفى كه در نهايت درجه‌ى معرفت است كشف مىگردد . - « العلوم ثلاثة : علمٌ من اللَّه ، وهو العلم بالأمر والنهى والأحكام والحدود ؛ وعلم مع اللَّه ،