متعال با [ برپا نمودن ] امر او و خيرخواهى نسبت به بندگان خدا در نهان و آشكار و كتمان اسرار خداوند متعال در حال قبض و بسط و ثابت بودن حال همراه با علم و آگاهى به واسطهى صبر و شكيبايى و [ گفتن ] ذكر لا إله إلَّا اللَّهُ الْمَلِكُ الْحَقّ الْمُبينُ ( معبودى جز خداوندى كه فرمانروا و پادشاه حقّ آشكار است ، وجود ندارد . پس هنگامى كه عارف اين حالات را پيمود و از ديدن افعال [ و انتساب آنها به خود ] اوج گرفت ، خداوند متعال در قصد و رفتن و سلوك به سوى خدا با باطن ، در نفس را بر او مىگشايد و نشانهى آن اين است كه قلب با نسيم شادمانى و چراغ انس در چراغدان كشف و شهود ، به انوار تجلّى و ظهور [ حضرت حقّ ] احساس راحتى و آسودگى كند و اين نفس تحقّق پيدا نمىكند جز در محضر شهود بعد از غايب شدن روحها در معراجهاى حالات و مستغرق شدن باطنها در درجات روح قُدس ، به واسطهى قطع ريشهى جهات [ مادّى و خلقى ] و اتّحاد علم و رفتن اسم و اثر نشانه و اين اوّلين جامهها [ و مقامهاى ] عارفان و نخستين استراحت و آسودگى روح آنهاست ، اين همان [ مقامى ] است كه نور شهودش ، نور وجودش را خاموش نمىكند و نور وجودش ، از حقيقت مشاهدهاش محجوب نمىكند و حقيقت قصد و سلوك به سوى خداوند متعال با باطن ، ظاهر شدن حقيقت به صورت آشكار در پردهى علم و آگاهى است .
سپس خداوند متعال براى او به واسطهى چنگ زدن به خداوند ، درِ عنايت را مىگشايد و نشانهى آن اين است كه خداوند متعال براى او از بصيرت و بينايى باطنىاش سه چشم را باز مىكند : چشمى كه با آن معرفت را درك مىكند ، و چشمى كه با آن انوار حقايق را درك مىكند و چشمى كه با آن انوار معرفت را درك مىكند ، همان گونه كه چشمها سهگونه مىباشند ؛ چشم ديدن [ بينايى چشم سر ] و چشم بصيرت [ و بينايى دل ] و چشم روح [ بينايى روح ] پس چشم ديدن محسوسات را و چشم بصيرت معنويّات را و چشم روح امور ملكوتى را درك مىكنند .
سپس خداوند متعال براى او همراه با همنشينى با پروردگار ، درِ غرق شدن در عين يگانگى را باز مىكند كه آن پنج ركن و پايه دارد : فانى شدن قرب و نزديكى در عين [ و چشم يا
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 252
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص٢٥٢