گفت : از من چنين مسألهاى سؤال شده ، چه گويم دربارهى كسى كه اگر به اين حال بماند ، ممكن است ترسا يا جهود بميرد .
- پرسيدند از صحبت و مجالست . گفت :
« الصحبة مع اللَّه - عزّوجلّ - بحسن الأدب ودوام الهيبة والمراقبة ، والصحبة مع الرسول - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - باتّباع سنّته ولزوم ظاهر العلم ، والصحبة مع أولياء اللَّه بالإحترام والحرمة ، والصحبة معالأهل والولد بحسن الخُلق ، والصحبة مع الإخوان بدوام البُشر والإنبساط مالم يكن إثماً ، والصحبة مع الجهّال بالدعاء لهم والرحمة عليهم ورؤية نعمة اللَّه عليك إن عافاك ممّا ابتلاهم به . »
مصاحبت با خداوند - عزّوجلّ - به ادب نيكو داشتن و ترس و مراقبت دايمى از او ميسّر مىگردد و مصاحبت با رسول - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - ، به پيروى كردن از سنّت و روش آن بزرگوار و ملازم ظاهر علم بودن محقّق مىشود و مصاحبت با اولياى خدا ، به احترام گذاردن و حفظ حرمت ايشان است و مصاحبت با عيال و فرزند ، به اخلاق نيكو داشتن با ايشان است و مصاحبت با برادران ، پيوسته با روى باز و گشاده برخورد كردن است تا وقتى كه گناه نباشد و مصاحبت با نادانان ، به دعاء كردن براى آنها و دلسوزى و مهربانى برآنها و ديدن نعمت خداوند برخودت است ، اگر خدا تو را از آن چه ايشان را به آن مبتلا كرده ، عافيت بخشيده باشد . « 1 »
( 1690 ) سعيداى سرمد
اهل معرفت و از دوستان محمّد قادرى هندوستانى - قرن 11 - است . « 2 »
هامش
( 1 ) . تذكرة الاولياء ؛ حلية الأولياء ( طبقات ابونعيم ) ، ج 10 ، ص 244 ؛ طرائق الحقائق ، ج 2 ، ص 245 ؛ طبقات شعرانى ؛ كرامات الأولياء .
( 2 ) . ر . ك : شرح حال قادرى .