تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
- پرسيدند : عابدترينِ مردم كيست ؟ گفت : « رجل اجترَح من الذنوب ثمّ تاب ، فكلّما ذكر ذنوبه ، إحتقر عملَه . » كسى كه گناهانى كرده سپس توبه نموده و هرگاه گناهانش را ياد مىكند ، عملش را كوچك مىشمرد . - چون به آيه
فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ * إِذِ الْأَغْلالُ فِي أَعْناقِهِمْ وَ السَّلاسِلُ يُسْحَبُونَ * فِي الْحَمِيمِ
« 1 » ؛ ( پس به زودى خواهند دانست ، آن هنگام كه غلّ و زنجيرها در گردن‌هايشان قرار دارد و در آب جوشان كشيده شده [ و در آن داخل مىگردند ] . ) مىرسيد ، آن را تكرار مىكرد ، و در نماز چون به آيه :
وَ اتَّقُوا يَوْماً تُرْجَعُونَ فِيهِ إِلَى اللَّهِ
« 2 » ؛ ( و بپرهيزيد از روزى را كه در آن به سوى خداوند رجوع مىكنيد . ) مىرسيد ، بسيار آن را تكرار مىكرد . مناجات - در دعاى خود مىخواند : « أللّهم ! إنّى أسألك صدق التوكّل عليك وحسن الظنّ بك . » خداوندا ! صدق توكّل بر تو و گمان نيكوى به تو را از تو مسألت دارم . - آن قدر شب‌ها گريه كرد كه ديدگانش از ديدن ضعيف گشت و آب از آن فروريخت و چون طلوع فجر مىشد ، سخن نمىگفت مگر به ذكر خدا تا آن كه نماز صبح مىخواند . - چون حجّاج دستور داد سرش را جدا كنند در حين بريدن ، دو مرتبه « لا إله إلّااللَّه » گفت و در مرتبه سوّم هنوز تهليل تمام نشده ، شهيد گشت . پس از شهادت وى حجّاج پانزده روز بيشتر نماند ، در شكمش جانورها و كرم‌هايى پيدا شد . فرياد مىزد و مىگفت : « مالى ولسعيد بن جبير كلّما اردتُ النّوم أخذ برجلى . » مرا چه كار با سعيد بن جبير ، هروقت مىخواهم بخوابم پايم را مىگيرد .
هامش
( 1 ) . سوره‌ى غافر ، آيات 72 - 70 . ( 2 ) . سوره‌ى بقره ، آيه‌ى 281 .