- « صلاح القلب مِن أربع خصال : التواضع للَّه ، والفقر إلى اللَّه ، والخوف من اللَّه ، والرجاء للَّه . »
صلاح و درستى قلب به واسطه چهار صفت است : تواضع براى خدا و اظهار نياز به خداوند و ترس از او و اميد به خدا .
- « سرورُك بالدنيا أذهَب سرورَك باللَّه عن قلبك ، وخوفك من غيراللَّه أذهب خوفك من اللَّه عن قلبك ، ورجائك ممّن دونك أذهب رجائك له عن قلبك . »
خوشحالىات به دنيا ، شادمانى تو به خداوند را از دلت از بين مىبرد و ترس داشتنت از غير خداوند ، بيم داشتن تو از خداوند را از دلت از بين مىبرد و اميد داشتن تو از غير خداوند ، اميدت به خداوند را از دلت مىبرد .
- « أنتَ مسجونُ ماتبعت مرادُك وشهوتك ، فإذا فوّضتَ وسلّمَت ، إسترحتَ . »
تو تا زمانى كه از خواسته و شهوتت پيروى مىكنى زندانى هستى ، پس هنگامى كه [ امورت را به خداوند ] واگذار كرده و تسليم [ او ] شدى ، راحت و آسوده مىشوى .
- « تعزّزوا بعزّ اللَّه ، كى لا تِذلّوا . »
به عزّت خدايى سرافراز گرديد ، عزّت جوئيد تا ذليل نشويد .
- « علامة السعادة أن تطيع اللَّه وتخاف أن تكون مردوداً ، وعلامة الشقاء أن تعصى اللَّه وترجو أن تكون مقبولًا . »
نشانهى سعادتمندى آن است كه از خدا اطاعت كرده و بترسى از اين كه مردود باشى و نشانهى شقاوت آن است كه معصيت خدا را كرده و اميد داشته باشى كه مقبول درگاه او شوى .
- كسى به وى گفت : ذكر با زبان مىگويم ، دل با زبان همراهى نمىكند . گفت : شكر كن كه يك عضو تو مطيع شده و تو را همين اندازه راه دادهاند ، اميد است كه دل نيز موافقت كند .
- سؤال شد : چه گويى درباره كسى كه اگر جمعى از بهرِ احترام او برخيزند خوشش آيد ، و چون برنخيزند گرفته شود ؟ وى جواب نداد ، تا آن كه روزى در ميان جمعى بود .
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 186
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص١٨٦