تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
شعر
برآ از ظلمتِ تن ، تا كه نور جان شود پيدا * زجان بگذر دلا ! چون من ، كه تا جانان شود پيدا « 1 »

( 1685 ) ملّا سعد اللَّه لهاورى « 2 »

صاحب علوم ظاهرى و باطنى و خوارق عظيم است كه با مير سيّد على همدانى مصاحبت داشت و در علوم باطنى و ظاهرى از او استفاده نمود . سال 999 دار دنيا را وداع گفت و در لهاور مدفون گرديد . « 3 »

( 1686 ) سعدون مجنون

عارف مجذوب و عاقلى مجنون نما است كه صاحب محبّت بود و ذوالنّون مصرى - متوفى به سال 248 - و فتح بن شخرف - متوفى به سال 273 - وى را ديده‌اند . حكايت - ذوالنّون گويد : در روز گرمى ، وى را در مقبره‌ى بصره ديدم كه با صدايى بلند مناجات نموده و مىگفت : « أحد ، أحد » ؛ ( بىهمتا ، بىهمتا . ) سلام كردم ، جواب داد . گفتم : به حقّ كسى كه با او سخن مىگفتى ، بايست . ايستاد و گفت : « قُل وأوجِز » ؛ ( بگو و مختصر كن . ) گفتم : مرا وصيّتى فرما تا از تو يادگار داشته باشم .
هامش
( 1 ) . رياض العارفين ، ص 202 . ( 2 ) . لهاورى : منسوب به لهاور يا لوهور يا لاهور ، شهر معروف واقع در پاكستان . ( 3 ) . ثمرات القدس .