تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
مىآيد و دست بر سينه‌اش مىزند و مىگويد : بگو « استغفراللَّه » . سعدالدّين از گذشته خود از خدا آمرزش مىطلبد و در نتيجه خداوند ظاهر و باطنش را اصلاح و منجذب حق سبحانه مىگردد . « 1 »

( 1682 ) ابوالفتوح سعد سعيدى « 2 »

( 1683 ) مولانا سعد بن سلام مصرى « 3 »

( 1684 ) سعداللَّه دهلوى ، ملقّب به شاه گلشن

عارف بزرگوارى است كه صاحب تأثير و تصرّف نفوس بود و در نهايت تجرّد به‌سر مىبرد . با عبدالأحد - از نوادگان شيخ احمد سرهندى - مصاحبت داشت و به دست وى تربيت يافت . تا اين كه در سال 1014 از دنيا رفت . وى را اشعارى است كه بيشتر بر طريقه هندوستان سروده .
هامش
( 1 ) . كرامات الأولياء . ( 2 ) . سعيدى : منسوب به جدّ به نام سَعيد . ( 3 ) . سلام : 1 . خيف سلام ، بلدى در نزديكى عسفان ، بر سر راه مدينه منوره ؛ 2 . روستايى واقع در صعيد مصر در نزديكى اسيوط در سمت غرب رود نيل ؛ مصرى : منسوب به كشور معروف مِصْر واقع در شمال شرقى آفريقا .