تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
به صحبت مولانا نظام الدّين « 1 » خاموش رسيد . و سرانجام روز چهارشنبه هفتم جمادى الاولى سال 860 در بين نماز ظهر از دنيا رفت .

( 1681 ) سعدالدّين بن يونس شيبانى جباوى شامى « 2 »

از اكابر اوليا و اعيان اصفيا و صاحب كرامات است كه در قرن هشتم مىزيست . در حال حيات پدرش از اطاعت پدر سرمىكشيد ، و به لهو و لعب و بطالت عمر مىگذرانيد و در سرزمين حوران اقامت داشت . و مدت زمانى به راهزنى پرداخت . چون پدرش جريان او را مىشنود ، افسرده مىگردد و از خداوند يكى از دو امر را طلب مىكند : يا او را اصلاح نمايد و يا آن كه جانش را بستاند . خداوند دعايش را در امر اوّل مستجاب مىفرمايد ، به اين صورت كه روزى سعدالدّين ، سه نفر را مىبيند و بر آنان فرياد مىكشد تا اموالشان را بستاند . چون به ايشان مىرسد ، يكى از آنان به وى خطاب مىكند :
أَ لَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ
« 3 » ؛ ( آيا براى كسانى كه ايمان آورده‌اند هنگام آن نرسيده كه دل‌هايشان به ياد خدا و آن حقيقتى كه نازل شده نرم [ و فروتن ] گردد ؟ ! ) وى به خود مىآيد و شروع به گريستن و فرياد زدن مىكند ، از اسبش به زمين فرو مىافتد و به پشت بازمىگردد در حالى كه تنها نَفَس مىكشيده ، يكى از آن سه نفر
هامش
( 1 ) . ممكن است منظور نظام الدّين خالد دهلوى متوفى 725 باشد . ( 2 ) . شيبانى : منسوب به : 1 . شيبانيّه ، روستايى در نزديكى قرقيسيا از نواحى خابور ؛ 2 . به جدّ به نام شيبان ؛ 3 . قبيله‌ى بنوشيبانى كه در محلّه‌اى از بصره ( كه به خاطر سكونت در همين قبيله در آن جا محلّه بنوشيبان ناميده مىشده ) مىزيسته‌اند ؛ جِباوى : 1 . از عشاير حوران ؛ 2 . منسوب به جبا ، روستايى از توابع دمشق ؛ شامى : منسوب به شام كه در اصطلاح قديم علاوه بر سوريّه شامل اردن و فلسطين نيز بوده است . ( 3 ) . سوره‌ى حديد ، آيه‌ى 16 .