تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 16

مساهمون:

ص١٦
و ما أعلم أحداً أشدّ تضييعاً منّى لذلك . ثمّ قام . » اى برادر من ! شب و روز مرحله‌ها و منزل‌هايى هستند كه منزل به منزل بر مردم فرود مىآيند ، تا اين كه ايشان را به آخر سفرشان برسانند ؛ بنابر اين ، اگر بتوانى هر روز و در هر منزل توشه براى خود پيش بفرستى ، انجام بده ؛ زيرا آخر سفر به زودى مىآيد و امر زودتر از آن است ، پس براى سفرت توشه بر گير و انجام بده آن چه را از امرت انجام مىدهى ، مثل اين كه ناگهان امر [ قيامت ] تو را فرا گيرد . من نمىگويم اين مطلب را و نمىدانم كسى را كه از خودم ضايع كننده‌تر باشد اين امور را . سپس بر خاست . - مردى از وى وصيتى خواست ، گفت : « صحِّب أهلَ التقوى ، فإنّهم أيسر أهل الدنيا مؤونةً عليك وأكثرهم معونةً . » با اهل تقوى مصاحبت داشته باش ؛ زيرا ايشان كم زحمت ترين اهل دنيا بر تو و كمك كننده‌ترين ايشان به تو مىباشند . - به سفيان گفت : « إذا كنت تشرب الماء المبرّد وتأكل اللذيذ المطيّب وتمشى في الظلّ الظليل ، فمتى تحبّ الموت والقدوم على اللَّه ؟ » وقتى آب سرد مىنوشى ، و غذاى لذيذ پاكيزه مىخورى و در سايه‌ى گسترده راه مىروى ، پس چه وقتى مرگ و وارد شدن بر خداوند را دوست مىدارى ؟ سفيان گريه كرد . - گفته‌اند : داود شديداً در خود فرو رفته بود و خويشتن را با سكوت معالجه مىكرد و قبل از آن زياد سخن مىگفت ، پس با تفكر مالك خويش شد . گفتار - « فرِّ من النّاس فرارك من الأسد ، إنّه ماخالط الناس أحد إلّا نسي العهد . » هم چنان كه از شير فرار مىكنى از مردم فرار كن ، بىگمان هيچ كس با مردم در