نياميخت مگر اين كه پيمان [ ازلى بندگى خداوند ] را فراموش نمود .
- « كفى باليقين زهداً ، وكفى بالعلم عبادةً ، وكفى بالعبادة شغلًا . »
براى زهد ورزيدن انسان همين بس كه يقين داشته باشد ، و براى علم و آگاهىاش همين كه عبادت و پرستش [ خدا را ] بكند و براى كار انسان همين بس كه بندگى خدا و عبادت او را كند .
- « من علامة المريدين الزاهدين في الدنيا ، تركُ كلِّ جليس لا يريد ما يريدون . »
از نشانههاى مريدان خداوند كه زاهد در دنيا باشند ، ترك كردن هر همنشينى است كه خواهان آن چه را ايشان مىخواهند نباشد .
- « إنّ للخوف تحرّكات تُعرف في الخائفين ، ومقاماتٍ يعرِفها المحبّون ، وإزعاجات يفوز بها المشتاقون . و أين أولئك ؟ أولئك هم الفائزن . »
همانا براى ترس از خدا جنبشهايى است كه در اهل خوف شناخته و مشاهده مىشود و مقامهايى كه محبين آن را مىشناسند و اضطرابها [ پراكندهشدنها ] كه مشتاقان رستگار مىشوند و كجايند آنان ؟ ! ! و تنها ايشانند كه رستگارانند .
- « ما أخرج اللَّه عبداً من ذُلّ المعاصي إلى عزّ التقوى ، إلّاأغناه بلا مال ، و أعزّه بلا عشيرة ، وآنسه بلا أنيس . »
هرگز خداوند ، بندهاى را از ذلت معصيت به سوى عزت تقوى خارج نكرد مگر اين كه او را بدون مال و دارايى بىنياز و بدون قوم و خويش عزيز نمود و بدون انيس و آشنا ، با خود مأنوس و آشنا گردانيد .
- « من خاف الوعيد ، قصر عليه البعيد ، و من طال أملُه ضعف عمله ، و كلّ ما هو آتٍ قريب . »
هر كس كه از وعدهى [ عذاب ] بترسد دور بر او كوتاه و نزديك مىشود و هر كس كه آرزويش طولانى باشد عملش ضعيف مىگردد ، و هر چيز آيندهاى ، نزديك است .
- « كلُّ شىء يشغلك عن ربّك فهو عليك مشؤم . »
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 17
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص١٧