تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
تُعامِلهم بما يحوجك الإعتذار منهم . » اخلاص ، عبارت است از برداشته شدن ديد تو از كار و فعلت و جوانمردى آن است كه عذر برادرانت را در لغزش‌هايشان بپذيرى و با ايشان به گونه‌اى برخورد كنى كه نيازى به عذر خواهى ايشان از تو نباشد . - « السكون إلى الأحوال إغترار . » آرام گرفتن و اطمينان به حالت ، فريب خوردن است . - « ألصبر ترك الشكوى ، والرضا إستلذاذ البلوى ، واليقين المشاهدة ، والتوكّل إسقاط رؤية الوسائط والتعلّق بأعلى الوثائق ، و الانس أن تستوحش مِن سوى محبوبك . » صبر ، عبارت است از شكايت و گله نكردن و رضا ، عبارت است از لذت بردن از بلا و يقين ، عبارت است از مشاهده و توكل ، از نظر انداختن وسايط و چنگ زدن به بالاترين ريسمان‌هاست و انس ، آن است كه از غير از محبوب وحشت داشته باشى [ و احساس تنهايى كنى ] . - چون حق تعالى تو را گفتار و كردار روزى كند سعادتى بود ، و چون گفتارت بازستاند وكردار به تو عطا كند نعمتى بود ، و چون كردار باز گيرد وگفتار به تو گذارد مصيبتى بود ، و چون هر دو باز گيرد آفتى باشد . - توحيد حقيقى آن است كه فانى شوى در ولاى او از هواى خود و در وفاى او از جفاى خود ، تافانى شود كل به كل . - توحيد ، محو آثار بشريت است ، و تجريد الاهيّت . - توبه آن است كه از توبه ، توبه كنى . - موحد كسى است كه « لا يملك شيئاً ولا يملكه شيءٌ . » ؛ ( مالك چيزى نباشد ، و چيزى مالك او نباشد . ) - حق تعالى پنهان كرده مكر خويش در علم خويش ، خداع خويش در لطف خويش ، عقوبات خويش در كرم‌هاى خويش . - آرام گير بر بساط و پرهيز كن از انبساط و صبر كن بر ضرب سياط ، تا بگذرى از صراط .