عتيق اين شهر به وعظ و معارف اشتغال داشت . سخنان توحيدى بر منبر بيان مىنمود .
زمانى نيز مجاور مكهى مكرمه بود و در حال استغراق چنان ناله و بانك و فرياد مىكرد كه اهل طواف را مغشوش مىداشت . در نيمه محرم الحرام سال 606 از دنيا رفت و مزارش در شيراز در محلهى درب شيخ قرار دارد و بدين جهت آن محله به نام ايشان معروف است . وى را تأليفاتى است ، از جمله : تفسير عرايش ؛ كتاب انوار فى كشف اسرار .
شعر
- گر دست بر آن زلف نگون اندازى * زهّاد به صومعه به خون اندازى
ور عكس جمال خود برون اندازى * بتها به سجود سرنگون اندازى
دل داغ غم تو دارد ، ارنه بفروختمى * در ديده تويى ، اگر نه بر دوختمى
جان منزل توست ، ورنه روزى صد بار * در پيش تو چون سپند بر سوختمى
تا چند سخن تراشى ورنده زنى ؟ * تا كى به هدف تير پراكنده زنى
گر يك سبق از علم خموشى خوانى * بسيار بدين گفت و شنود ، خنده زنى « 1 »
( 1605 ) شيخ روز بهان كبير مصرى كازرونى « 2 »
شاگرد ابو النجيب ، عبد القاهر - متوفى به سال 563 - است كه در غالب اوقات در مقام استغراق بود . اصلش از كازرون شيراز بود و در مصر ساكن گشت . « 3 »
هامش
( 1 ) . رشحات عين الحياة ؛ نفحات الانس ، شمارهى 322 ؛ طرائق الحقائق ، ج 2 ، ص 286 ؛ رياض العارفين ، ص 118 .
( 2 ) . كازرونى : منسوب به كازرون ، شهرى قديمى واقع در استان فارس فيما بين شيراز و بوشهر .
( 3 ) . رشحات عين الحياة ؛ نفحات الانس ، شمارهى 465 ؛ طرائق الحقائق ، ج 2 ، ص 287 .