( 1131 ) ابوالقاسم ، جنيد بن محمد زجاج قواريرى « 1 »
عارف باللَّه و داراى شأنى رفيع در شوق و شيوه معرفت ، و بصير در علم تفسير و اشارات و كلام و بيان دقايق قرآن مجيد است . حضور امام دهم حضرت امام على النقى و امام يازدهم حضرت امام حسن عسكرى - عليهماالسّلام - را درك نمود و تا اواسط غيبت صغرى در قيد حيات بود . با سرّى سقطى و حارث محاسبى و محمد بن على قصّاب مصاحبت داشت و رياضات فوق العاده كشيد چنان كه گفتهاند : 30 حج با پاى پياده به تنهايى به جاى آورد ، و در دهليزخانه سرّى در اطاقى منزل نموده و به پاسبانى دل و مراقبت كامل مشغول بود و سى سال چون نماز عشاء مىخواند به روى پا مىايستاد و تا صبح اللَّه اللَّه مىگفت و با همان وضوى نماز صبح مىخواند . اين عارف بزرگ در سال 297 يا 298 يا 299 چشم از جهان فروبست . مزارش در بغداد است .
پيش از مرگ ، يك قرآن ختم نمود ، سپس از اوّل قرآن شروع نمود . و پس از تلاوت هفتاد آيه جان سپرد .
گفتار
- اين امر را كسى بايد كه كتاب خدا به دست راست و سنّت پيغمبر - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - به دست چپ گيرد و به روشنايى اين دو رود ، تا به ضلالت شبهه و بدعت نيفتد .
- در شبِ تارى به قصد طواف ، داخل مسجد الحرام شدم تا بىمانع و اجتماع خلايق ، طواف كنم . ناگاه كنيزكى ديدم كه مشغول طواف است و اين ابيات مىخواند :
أبَى الحبُّ أن يخفى ، و كم قد كتمتُه * فأصبح عندى قد أناخ و طنبا
محبت نمىخواهد كه مخفى بماند و چه قدر آن را كتمان كردم پس صبح كرد نزد من در
حالى كه اقامت كرده و جاى خود را باز كرد .
هامش
( 1 ) . قواريرى : منسوب به ساختن شيشه و شيشهگرى .