- چيزى فاضلتر از علم به خدا و احكامش نمىشناسم ؛ زيرا اعمال وقتى پاكيزه مىشوند ، كه علم با آنها باشد ؛ كسى كه علم ندارد ، عمل ندارد . علمى تحصيلش مكروه است ، كه آن را ضايع كنى و پشت سر اندازى .
- بر شما باد كه با اهل معرفت نشينيد ؛ زيرا ايشان گنجهاى دنيا ، و كليدهاى آخرتند .
- پرسيدند : توكّل چيست ؟ گفت : توكّل آن است كه اگر چيزى بود و نبود ، در هر دو حالت يكسان بود ؛ بلكه اگر نبود طربى در او بود ، و اگر بود آن طرب نبود ؛ بلكه توكّل استقامت است با خداى در هر دو حالت .
- سؤال نمودند : اهل معرفت كيانند ؟ گفت :
« هم ما هم ، و لو كانوا هم ، لما كانوا هم .
ايشان خود نيستند [ خويشتن را و توجه به خود را از دست دادهاند ] و اگر ايشان خودشان خودشان باشند [ توجه به خود داشته باشند ] اهل معرفت نيستند .
- دربارهى آيهى شريفه :
مَنْ يَكْفُرْ بِالْإِيمانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ
« 1 » ؛ ( و هر كس در ايمان خود شكّ كند ، قطعاً عملش تباه شده . ) گفت :
« من لا يجتهد فى معرفته ، لا تقبل خدمته . »
كسى كه در معرفتش تلاش نكند ، خدمتش قبول نمىشود .
- از عقل پرسيدند ، گفت :
« ما يُبعدك عن مراتع الهلاك . »
آن است كه تو را از چراگاه [ چيزهايى كه زيبا و سرسبز جلوه مىكند ] هلاكت دور كند .
- پرسيدند : طلبِ علم هم عمل است ؟ گفت : طلب علم از بزرگترين اعمال است ؛
هامش
( 1 ) . سورهى مائده ، آيهى 5 .