تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 372

مساهمون:

ص٣٧٢
اوّل موت ارادى شد عيان * آخرينش محو هستى بىكمال اين بود يارا ! بقا بعد الفناء * سالكان را حال اينست اى فتى !
اين مطلب را با سخن نمىتوان يافت ، بلكه جذبه‌اى بايد . - علّت آن كه اين منظومه را سرودم شبى مولانا رومى را ديدم به من گفت :
كاى « خليلى » ! دولت باقى طلب * زآن كه اين فانى نباشد بر دوام نعمت دنيا و مُلك و مال او * نزد اهل حق ندارد احترام طالب حق باش ، غير حق مجو * تاشوى در زمره‌ى اهل كِرام از حقايق نسخه‌اى منظوم ساز * تيغ طبعت را برون آر از نيام تا كه بعد از تو بماند يادگار * در ميان اهل مشرب ، خاص و عام « 1 »

( 1466 ) پير خموش

اهل معرفت و از اولياى بزرگ است كه مزارش در سيه جان تبريز قرار دارد . « 2 »

( 1467 ) خميس بدوى ، مجذوب دمشقى

صاحب حال و تمكين و كرامات است كه سال 918 دار دنيا را وداع گفت و در مقبره قبيبات به خاك سپرده شد . « 3 »
هامش
( 1 ) . از مجموعه‌ى خطى استاد علامه طباطبايى - رضوان اللَّه تعالى عليه - . ممكن است وى همان محمد خليلى باشد كه در سرخاب تبريز در مزار بابا حسن مدفون است . ( 2 ) . روضه اطهار ( تاريخ حشرى ) ، شماره‌ى 38 . ( 3 ) . كرامات الأولياء .