قبرست است . غلامى بود كه مولايش در اثر ديدن امور خلاف عادت از وى ، او را آزاد نمود ، خيرجه از قبرست به گازرگاه « 1 » آمد و منزلى براى خود ساخت و در آن زندگى مىكرد .
گفتار
گفتهاند : وقتى سيل آمده بود وى بر سر تل سنگى شده و مىگفت : خداوندا ! هر كه را سيم بايد ، سيم ده و هر كه را زر بايد ، زر ده و هر كه را غلام و زمين و هر چه بايد بده ، خيرجه را همين تو بس . « 2 »
( 1473 ) شيخ خير الدّين
اهل معرفت و از نيكان و ابرار است .
( 1474 ) شيخ خير الدّين ساربى
صاحب ذوق و وجد و حال است كه در زهد و ورع به كمال بود . « 3 »
( 1475 ) امير خير الدّين گيلانى
اهل معرفت و از برجستگان و اهل اللَّه است .
هامش
( 1 ) . گازرگاه : مخفف كار زارگاه ، مزار پير هرات خواجه عبداللَّه انصارى .
( 2 ) . رشحات عين الحياة ؛ نفحات الانس ، شمارهى 425 .
( 3 ) . ثمرات القدس .