تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 375

مساهمون:

ص٣٧٥
قبرست است . غلامى بود كه مولايش در اثر ديدن امور خلاف عادت از وى ، او را آزاد نمود ، خيرجه از قبرست به گازرگاه « 1 » آمد و منزلى براى خود ساخت و در آن زندگى مىكرد . گفتار گفته‌اند : وقتى سيل آمده بود وى بر سر تل سنگى شده و مىگفت : خداوندا ! هر كه را سيم بايد ، سيم ده و هر كه را زر بايد ، زر ده و هر كه را غلام و زمين و هر چه بايد بده ، خيرجه را همين تو بس . « 2 »

( 1473 ) شيخ خير الدّين

اهل معرفت و از نيكان و ابرار است .

( 1474 ) شيخ خير الدّين ساربى

صاحب ذوق و وجد و حال است كه در زهد و ورع به كمال بود . « 3 »

( 1475 ) امير خير الدّين گيلانى

اهل معرفت و از برجستگان و اهل اللَّه است .
هامش
( 1 ) . گازرگاه : مخفف كار زارگاه ، مزار پير هرات خواجه عبداللَّه انصارى . ( 2 ) . رشحات عين الحياة ؛ نفحات الانس ، شماره‌ى 425 . ( 3 ) . ثمرات القدس .