تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 374

مساهمون:

ص٣٧٤

( 1471 ) ابو بكر ، خيثم عجلى بن جحشه عابد

از كسانى است كه خداوند وى را به خالص ذكر وعناياتش برگزيد و بر مكنون سرّش آگاه ساخت . از شريح عابد نقل است كه گويد : وى اشعار ذيل را براى من خواند :
يا خاطبَ الدنيا على نفسها ! * إنّ لها في كلّ يوم خليل
اى كسى كه از دنيا عليه نفس خويش خواستگارى مىكنى ! به راستى كه آن هر روز دوست ويژه‌اى دارد .
ما أقتلَ الدنيا لخُطّابها ! * تقتلهم قدماً قتيلًا قتيل
دنيا چه كشنده است خواستگارانش را ، ايشان را دسته دسته مىكشد .
تستنكح البعل وقد وطئت * في موضع آخر منه بديل
شوهر مىطلبد در حالى كه در جاى ديگر ، جانشين [ سابق ] او را پايمال نموده است .
إنّي لمُعترٌّ وإنّ البلا يعمل * في جسمي قليلًا قليل
همانا من ناخواسته نيكىام و پوسيدگى تدريجاً در جسمم كار خود را مىكند .
تزوّدوا للموت زاداً ، فقد * نادى مُناديه الرحيلَ الرحيلَ
براى مرگ توشه‌اى تهيّه كنيد ، توشه‌اى ، كه بىگمان ندا دهنده‌ى مرگ صدا مىكند . « 1 »

( 1472 ) خواجه خيرجه

صاحب كرامت و امور خلاف عادى است كه در قرن پنجم مىزيست . اصل وى از
هامش
( 1 ) . حلية الأولياء ( طبقات ابونعيم ) ، ج 10 ، ص 139 .