ذكر ششم و سير ششم ، سير عن اللَّه است : چون سالك مرد راه شد ، ذكر ششم تلقين وى مىشود :
منزل سير عن اللَّه است اين * سالكان را اقرب راه هست اين
اين منزل تحيّر است ، اين جاست كه بنده به كمال مىرسد ، و نفس مرضيه پيدا كند ، اولين منزل فقر اين جا پيدا مىشود .
ذكر هفتم و سير هفتم ، سير باللَّه است ، چون منازل سابق را سالك ديد ، استاد ذكر هفتم را تلقين مىكند :
سير باللَّه است نام اين مقام * اندر اين منزل منازل شد تمام
اين جا كه هستى سالك به كلّى از دست مىشود ، و « سواد الوجه في الدارين . » ؛ ( سياهى چهره در دو عالم . ) و « الفقر فخرى . » ؛ ( فقر [ مايهى ] افتخار من است . ) و « قلب المؤمن عرش الرحمان . » ؛ ( قلب المؤمن عرش خداوند رحمان است . ) و « من عرف كلّ لسانه . » ؛ ( كسى كه شناخت ، زبانش كُند مىگردد . ) و مقام « موتوا قبل أن تموتوا . » ؛ ( بميريد قبل از آن كه بميريد . ) ظاهر مىگردد :
منزل انسان كامل اين بُوَد * نور وحدت ، اندر اين لامع بُوَد
يك شود مطلوب و طالب با طلب * سهل گردد اندر اين منزل تعب
- ذاكران چهار طبقهاند :
طبقه اول : آن كسانى هستند كه زبان آنها ذاكر ، و قلبشان همراه با زبان نيست :
با زبان گويد به دل آگاه نِهْ * ذرَّهاى از معرفت آگاه نِهْ
طبقه دوّم : آن كسانى هستند كه دل را با تكلّف حاضر با زبان مىكنند ، زيرا ميل ايشان با دنيا زيادتر از آخرت است ، و محبت دنيا ايشان را عليل كرده .
طبقه سوّم : كسانى هستند كه غرق در ذكر حضرتِ حقّاند :
دمبدم در ذكر آن مولا بُوَد * تا به قلبش ذكر مستولى بُوَد