هفتم : نفى خاطر است از غوغاىِ وساوس شيطانى .
هشتم : ربط دل است با استاد كامل ، تا از خطرات محفوظ مانى .
نهم : ترك خواب است از اندازهى زياد .
دهم : كم خوردن است وحد اعتدال را اخذ كردن در غذا ؛ زيراكه قساوت وكسالت از سيرى بر خاسته مىشود .
- ذكر و سير بر هفت طريق است :
طريق اول : ذكر و سير الى اللَّه ، چون از استاد ذكر اول را شنيدى بدوام ذكر مشغول باش و مراقبه كامل داشته باش ، اولين قدم سالك همانا ذكر ومراقبه تمام است ، اين جاست كه نفس اماره حكم فرماست ، و غير از زهد و تقوى مىخواهد ، اين جاست كه سالك خود را گم مىكند و نمى داند از دست نفس پليد چه كند ، ناچار بايد شب و روز و بالدوام ذاكر باشد ، تا آن كه نفس از امّارّيت بيرون شود و به لّوامه مبدّل گردد ، اين جاست كه يكى را كشف و كرامت و يكى را انوار قانع مىكند ، سالك بايد بداند كه هنوز نفس از او دست بر نداشته ، آن قدر بايد به ذكر مولى مداومت كند تا ذكر مستولى به قلبش گردد .
ذكر دوّم و سير دوّم : سير اللَّه است ، چون استاد سالك را قابل ديد ، ذكر ثانى را تلقين وى مىكند .
سير اللَّه است نام اين مقام * ذكر مخفى مىشود در وى مدام
سالك اين جا خدمتِ بارى كند * دمبدم در ذكرِ حق ، يارى كند
مىشود اهل محبت نامِ او * ذكر قلبى مىشود انعامِ او
آن يكى زينجا كراماتى شود * و آن ديگر زينجا خراباتى شود
پرتوى از عشق اين جا مىرسد * حاصل از علم اليقين اش مىشود
اين جاست كه سالك بايد ذكر مخفى خود را ادامه دهد ، تا معارف الهى به وى رو كند .