حكايت
حضرت رضا - عليه السّلام - فرمود : چون وقت وفات حذيفه فرا رسيد ، از دخترش پرسيد اين چه ساعتى است ؟ گفت : آخر شب . حذيفه گفت :
« الحمدللَّه الذى بلغنى هذا المبلغ ، و لم أوالِ ظالماً علىصاحب حقّ ، و لم أعادِ صاحب حقِّ . »
ستايش براى خدايى است كه مرا به اين جايگاه رساند در حالى كه با ظالمى دوستى نكردم بر ضرر صاحب حقّى و دشمنى نكردم با صاحب حقّى .
- خدمت رسول اللَّه - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - رسيدم و عرض كردم :
« إنّ لى لساناً ذرباً على أهلى قد خشيتُ أن يُدخلنى النّار . »
زبان تندى بر خانوادهام دارم كه مىترسم مرا داخل جهنّم كند .
حضرت - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - فرمود :
« فأين أنتَ منالإستغفار ؟ إنّى لأستَغفر كلّ يَومٌ مأَةً . »
پس چرا استغفار نمىكنى ؟ همانا من هر روز صد بار استغفار مىكنم .
- « أحبّ يوم أكون فيه ، حين يأتينى أهل بيتى فيقولون : ما عندنا شىء نأكله ، لا قليل و لا كثير . »
محبوبترين روزها نزد من روزى است كه اهل بيتم بگويند : نزد ما چيزى نيست كه بخوريم ، نه كم و نه زياد .
- اصحاب رسول اللَّه - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - از آن حضرت از خير سؤال مىكردند ، ولى من از شرّ مىپرسيدم ، از ترس آن كه مبادا در آن واقع شوم .
- « مِن أحبّ حال يجد اللَّه العبد عليها ، أن يجده غافراً بوجهه . »
از محبوبترين حالاتى كه خداوند بنده را بر آن مىيابد آن است كه او را با تمام وجود بخشنده بيابد . « 1 »
هامش
( 1 ) . تنقيح المقال ( رجال مامقانى ) ، ج 1 ، ص 259 ، شمارهى 2367 ؛ حلية الأولياء ( طبقات ابونعيم ) .