- « أصل المعصية ثلاثة أشياء : الكبر و الحرص والحسد . »
ريشهى معصيت سه چيز است : كبر و حرص و حسد .
- « لا يغلب المؤمن عن خمسة أشياء : عن اللَّه - عزّوجلّ - ، و عن القضاء ، و عن الرّزق ، و عن الموت ، و عن الشّيطان . »
مؤمن از پنج چيز نمىتواند بگريزد : از خداوند - عزّوجلّ - و از قضاى الهى و از روزى و از مرگ و از شيطان .
- « الشّهوة فى ثلاث : ألأكل والنّظر و اللّسان ؛ فاحفظ اللّسان بالصّدق ، و الأكل بالثّقة ، و النّظر بالعبرة . »
شهوت در سه چيز است : خوردن و نگاه كردن و زبان ، پس زبان را با راستگويى حفظ كن و خوردن را با اطمينان و نگاه كردن را با عبرت گرفتن .
- « إلزم بيتك ، فإن أردت الصّاحب ، فاللَّه يكفيك ؛ و إن أردت الرّفيق ، فرفيقان يكفيك ، فالقرآن [ والقرآن ] مونسك و ذكرالموت يعظك . »
ملازم خانهات باش ، و اگر مصاحبى خواستى خدا كفايتت مىكند و اگر رفيقى خواستى ، همان دو رفيق [ فرشتهى موكل بر انسان ] تو را كفايت مىكند ، قرآن مونس و ياد مرگ موعظه گر توست .
- خداوند سه چيز را در سه چيز نهاده : فراغت را در حرّيّت ، اخلاص را در نوميدى از خلق ، و نجات از عذاب را در طاعت .
- اوّلِ زهد اعتماد بر خدا و وسطش به صبر و آخرش اخلاص است .
- هر بامداد شيطان مىگويد : چه خواهى خورد ؟ مىگويم : مرگ . مىگويد : چه خواهى پوشيد ؟ مىگويم : كفن . و مىگويد : كجا خواهى بود ؟ مىگويم : در گور .
- از وى پرسيدند :
« على ما بنيتَ علمك ؟ قال : على أربع : على فرض لا يؤدّيه غيرى ، فأنا به مشغول ؛ و علمتُ أنّ رزقى لا يجاوزنى إلى غيرى ، فقد وثقتُ به ؛ و علمتُ أنّى
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 153
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص١٥٣