از ما به حق ، « والنّوم موهبة من اللَّه على المحسنين . » ؛ ( خواب موهبتى است از طرف خداوند بر نيكوكاران . )
- روزى در ايّام كودكى با كودكان بازى مىكرد ، سِرّى سَقطى از وى پرسيد :
« ما تقول فى الشّكر ؟ يا غلام ! »
اى پسر چه كلامى در رابطه با شكر دارى ؟
جنيد گفت :
« الشكر أن لا تستعين بنعمته على معاصيه . »
شكر آن است كه كمك نگيرى با نعمتهاى خداوند بر معاصيش .
سرّى گفت : بسيار مىترسم كه بهرهى تو همين از زبان باشد .
- روزى جنيد به مردى گفت : اهل معرفت باللَّه را به من معرفى كن . آن مرد گفت :
ايشان به جايى مىرسند كه ترك حركات مىنمايند « من باب البرّ و التّقرّب إلى اللَّه . » ؛ ( از باب نيكى و نزديكى به خداوند است . ) جنيد گفت : اين گفتار كسانى است كهگويند عمل از عارف ساقط مىشود ، اين مطلب پيش من بزرگ است ، كسى كه دزدى مىكند و زنا مىنمايد ، حالش از اين شخص بهتر است :
« إنّ العارفين باللَّه أخذوا الأعمال عن اللَّه ، و إليه رجعوا فيها ، و لو بقيتُ ألف عام ، لم أنقص من أعمال البرّ ذرةً ، إلّاأن يحال بىدونها ، و إنّه لأوكد فى مَعرفتى ، و أقوِى فى حالى . . . »
همانا عارفان به خداوند ، اعمال را از خداوند گرفته و در آنها به او رجوع مىكنند و اگر هزار سال باقى باشم از كارهاى نيك ذرّهاى كم نمىكنم ، مگر اين كه مانعى از انجام آن باشد و عمل نيك معرفتم را تأكيد و حالم را قوى مىگرداند . . . « 1 »
هامش
( 1 ) . روضات الجنّات ، ج 2 ، ص 247 ؛ تذكرة الاولياء ؛ طرائق الحقائق ، ج 2 ، ص 173 ؛ حلية الأولياء ( طبقات ابونعيم ) ، ج 9 ، ص 331 ؛ ج 10 ، قاموس وى را سعيد بن عبيد ملقب به جنيد و مكّنى به ابوالقاسم خواند اصلش از نهاوند مولد و منشأش بغداد خواهر زادهى سرّى است .