معاشرت كن و بر آنها اشراف داشته باش با زيبايى آن چه را كه خداوند به تو داده و تو را برترى داده است .
- وى را در خواب ديدند : گفتند :
« ما فعل اللَّه بك ؟ »
خدا با تو چه كرد ؟
گفت :
« طاحت تلك الإشارات ، و غابت تلك العبارات ، و فنيت تلك العلوم ، و نفدت تلك الرّسوم ، و ما نفعنا الاركيعات [ التّى ] كنّا نركعها فى الأسحار . »
آن اشارات از بين رفت و آن عبارتها غايب شد و آن علوم فانى گشت و آن رسمها [ نشانهها و علامتهايى كه با خود داشتم ] نابود شد و جز ركعتهايى از نماز كه در سحرها مىخواندم نفعى بحالم نداشت .
- باز در خوابش ديدند ، پرسيدند :
« أليس كلام الأنبياء إشارات عن مشاهدات ؟ فتبسّم و قال : كلام الأنبياء بناء عن حضور ، و كلام الصّدّيقين إشارات عن مشاهدات . »
آيا كلام انبيا اشارتهايى از مشاهدات ايشان نبود ؟ پس خنديد و گفت : كلام انبيا از حضور حق تعالى بنا شده و كلام صديقين اشارتهايى از مشاهدات است .
- وقتى علىّ بن سهل نامهاى به جنيد نوشت ، كه : خواب ، غفلت است و محب را خواب و قرار نباشد و بدان از مقصود باز ماند و از خود و وقت خود غافل ماند ، چنان چه به داود پيغمبر ، حق تعالى وحى فرستاد : كه دروغ گفت آن كه دعوى محبّت ما كرد ، و چون شب در آمد بخُفت ، « عجَباً للمحبّ كيف ينام ؟ » ؛ ( تعجب است براى محب چگونه مىخوابد ؟ )
شيخ در جواب نوشت كه : بيدارى ما معاملهى ماست در راه حقّ و خواب ما فعلِ حقّ است بر ما ؛ پس آن چه بىاختيار ما بود از حق به ما ، بهتر از آن بود كه اختيار ما بود
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 108
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص١٠٨