ستايش براى خداوندى است كه برگزيدگانى از خلقش را براى خويشتن اختصاص داده و ايشان را به علم و معرفت به خودش مخصوص گردانيده و به محبوبترين عملها و نزديكترين آنها به خودش به كار گرفته و به آن غايت نهايى و قلهى بىنهايت رسانده است .
و بعد ، تو را سفارش مىكنم به توجه نكردن به تمام احوال گذشته ؛ زيرا توجه به گذشته ، موجب سرگرمى و بىتوجهى نسبت حالت موجود مىگردد و تو را به ترك توجه به حال موجود و توقف نكردن در آن سفارش مىكنم ، با گرداندن همّت و فكرت در محور امورى كه بر تو وارد مىشود با ياد كردن موردش و تنظيم كردن ياد موجودش ؛ زيرا وقتى اين گونه باشى به ياد آن كس كه سزاوارترست مىافتى و ديدن اشيا ، ضررى براى تو ندارد . و تو را سفارش مىكنم به خالص كردن همت و يگانه نمودن ياد و خالص كردن پروردگار را از اين امور و عمل كن بر خالص كردن همتت از اين كه همتت را براى خويش قرار دهى و خالص ياد خداوند را با قلبت طلب نما و آن جا كه تو را مىبيند ، دنبال مراد او باش و آن جا كه او براى تو ارادهاى دارد ، براى خويشتن چيزى نخواه و عمل كن به گونهى محو كردن شاهدت از گواه بودنت تا اين كه شاهد بر تو گواه باشد بر خالص كردن از شاهدت ( يعنى عملت را به گونهاى خالص كن كه حتى به خودت توجه نداشته باشى كه گواه بر عملت دارى ، در حقيقت گواه واقعى اين خلوص را از تو ببيند . و بدان كه اگر تمامى وجودت براى او باشد ، او با تمامى وجود براى تو خواهد بود نسبت به آن چه تو از او دوست دارى ، پس او را انتخاب كن با تمامى آن چه را كه از تو براى خودش و از او براى تو آغوشش را باز مىكند در حالى كه از ناحيهى او بر تو گشايشى است كه علمت به آن احاطه پيدا نمىكند و آرزوهايت به آن نمىرسد و هنگامى كه به معاشرت دستهاى از مردم مبتلا شدى به اندازهى مكانهايشان با ايشان
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 107
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص١٠٧