لما صنع محبّاً راضياً عن اللَّه بقلبه . »
از ايشان [ اهل معرفت ] از زندگى گوارا و نور چشمى كسى كه از خداوند راضى است سؤال كردم ، بعضى از اهل علم گفتند : گواراترين زندگى ، زندگى كسانى است كه از خدا خشنودند ، پس رضاى الهى ، همان مواجه شدن با بلاهاى نازله است با توان و خوشرويى ، و انتظار كشيدن نسبت به آن چه نازل نشده با تفكر و عبرت گرفتن ، و علتش آن است كه پروردگارش نزد او بهترين كارها را نسبت به او انجام داده و مهربانترين افراد است به او و عالم است به مصالحش ، پس هنگامى كه قضاى الهى نازل شود ، از آن بدش نمىآيد و آن را مىخواهد و آن كار را از طرف پروردگارش نيكو مىشمرد . وقتى آن چه را كه از ناحيهى خداوند - عزّوجلّ - نازل شد نيك شمرد ، آن گاه راضى شده ، پس رضايت همان خواستن همراه با نيكو شمردن است و اين كه آن چه را خداوند انجام مىدهد اراده كند و قلباً دوستدار و از خداوند راضى باشد .
- سؤال شد : آيا محبت از صفات ذات است يا از صفات افعال ؟ گفت :
« إنّ اللَّه لها تأثير فى محبوبه بيّن ، فالمحبّة نفسها من صفات الذّات ، و لم يزل اللَّه - تعالى - محبّاً لِاوليائه و أصفيائه ، فأمّا تأثيرها فيمن أثرت فيه ، فإنّ ذلك من صفات الافعال ، فاعلم ، أرشدك اللَّه للصّواب . »
همانا براى خداوند تأثير آشكارى در محبوبش مىباشد ، پس محبت خودش از صفات ذات است و همواره خداوند متعال دوستدار اوليا و برگزيدگان خويش است ، اما تأثيرش در آن چه تأثير مىگذارد از صفات فعل است - توجه كن و آگاه باش - خدا تو را به راه صحيح راهنمايى كند .
- گفتند : توحيد خالص چيست ؟ گفت :
« أن يرجع آخر العبد إلى أوّله ، فيكون كان قبل أن يكون . »
اين كه آخر امر بنده به اولش برگردد ، پس همان گونه كه از اوّل بود ، باشد [ با
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 103
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص١٠٣