صفاتى از نفسِ دوم يا سوم را بيابد ، بايد به درگاه الهى براى رها شدن از آن ، التماس و زارى و تضرّع كند و در متّصف شدن به ضدّ آن تلاش و كوشش نمايد و با نفسش كه نزديكترين دشمنها نسبت به او مىباشد ، مجاهده نمايد و اين جهاد - يعنى جهاد با نفس - از برترين عملهاست و لذا پيامبر اكرم - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - در حالى كه از بعضى از جنگها بر مىگشت فرمود : « از جهاد كوچكتر به سوى جهاد بزرگتر برگشتيم . » و منظور آن بزرگوار از آن ، جهاد با نفس بود . پس اگر انسان با اين تلاش به مرادش رسيد ، به سعادت كامل رسيده ، و اگر پيش از رسيدن به مرادش جان سپرد ، در حالى كه به اين جهاد مشغول بود ، مسلّماً عاقبت امر او به شهادت خاتمه يافته است . . . « 1 »
( 690 ) ابوالعباس ، احمد بن محمد بن عبدالكريم قصّاب آملى « 2 »
عارف ربانى و صاحب كمالات است كه به عيوب نفس آگاهى بسيار داشت و شاگرد ابومحمّد جريرى - متوفى به سال 314 - بود . خواجه عبداللَّه انصارى - متوفى به سال 481 - گويد : وى در ايّام من بود ، ابتدا نزد شبلى رفت و با خضر - عليه السّلام - هم مصاحبت داشت . او مردى عامى بود .
حكايت
- ابوسعيد ، ابى الخير گويد : روزى دو نفر نزد شيخ آمدند و نشستند ، گفتند : ما را با يكديگر سخنى پيش آمده ، يكى مىگويد : اندوه ازل و ابد تمامتر و يكى مىگويد :
شادى ازل و ابد تمامتر . شما چه مىفرماييد ؟ شيخ دست به روى كشيد و گفت :
هامش
( 1 ) . روضات الجنّات ، ج 1 ، ص 71 .
( 2 ) . منسوب به آمُل از شهرهاى قديمى و معروف مازندران ايران .