محبوب [ حضرت حق يا رسول اكرم - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - ] از لحاظ افعال و اخلاق او ، و مؤدّب و آراسته شدن به آدابش از نظر گفتار و كردار و نيّت و اعتقاد قلبى نيست .
- « من علامات الأوليآء أربعةٌ : صيانةُ سرّه فيما بينه و بين اللَّه ؛ و حفظُ جوارحه فيما بينه و بين اللَّه ؛ واحتمالُ أذىً فيما بينه و بينخلق اللَّه ؛ و مداراتُه مع الخلق على تفاوت عقولهم . »
چهار چيز از نشانههاى اوليا و دوستان خدا است ؛ نگاهدارى [ و فاش ننمودن ] راز ميان خود و خداوند و حفظ اعضاء و جوارحش بين خود و خدا و تحمّل كردن اذيّت و آزار بين خود و خلق خدا و سازگارى و مدارا با خلق خدا با تفاوت عقلها و خردهايشان .
- « من شاهد الحقَّ بالحقّ ، إنقطعت عنه الأسبابُ كلُّها ، و مادام ملاحظاً لشىءٍ ، فهو غيرُ مشاهدٍ لحقيقة الحقّ . و هذا مقام مَن صفت له الولايةُ ، فلم يحجب عنه المنتهى و الغايةُ . »
هر كس حضرت حقّ را به خود حق ببيند ، تمام سببها از [ جلو ديد و توجّه ] او گسسته و بريده مىشود و تا زمانى كه چيزى را ببيند ، نمىتواند حقيقت حق را ببيند و اين مقام كسى است كه دوستى و ولايت خدا برايش صافى و بىآلايش و خالص گشته و غايت و منتهى نسبت به او در پرده نباشد .
- « ذكرُ الثّواب عن ذكر اللَّه ، غفلةٌ عن اللَّه . »
به جاى ياد خدا ، به ياد ثواب بودن ، غفلت از خداست .
- « العبوديّةُ تركُ الإختيار و ملازمةُ الإفتقار . »
بندگى عبارت است از رها كردن اختيار [ خويش ] و پيوسته نيازمند [ خدا ] بودن .
- « السّكونُ إلى مألوف الطّباع يقطع صاحَبه عن بلوغ درجات الحقائق . »
آرام گرفتن به آن چه كه طبيعت انسانها به آن خو و الفت گرفته ، صاحبش را از رسيدن به درجات و مراتب حقايق دور مىكند .
- « المحبّةُ إقامةُ العتاب على الدّوام . »
محبت و دوستى حضرت حق ، همان بر عتاب و سرزنش دايمى [ محبوب ] ايستادگى كردن است .
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 68
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص٦٨