برجستگان زمان خود از جمله شيخ ابوسعيد ابوالخير فضل اللَّه - متوفى به سال 440 - را هم ديدار كرد .
حكايت
صاحب كشف المحجوب مىگويد : روزى خدمتش رسيدم ، اين آيه مىخواند :
ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا عَبْداً مَمْلُوكاً لا يَقْدِرُ عَلى شَيْءٍ
« 1 » ؛ ( خداوند مثال زده است ، [ و آن اين كه ] به بنده مملوكى كه بر هيچ چيز قدرت ندارد . ) و مىگريست و نعره مىزد ، پنداشتم كه از دنيا مىرود . پرسيدم : اين چه حالت است ؟ گفت : يازده سال است دردم اين جا رسيده و از اين جا نمىتوانم گذشت .
گفتار
- « أشتهى عدماً لا عودَ . » ؛ ( من عدم و فنايى را مىخواهم كه هيچ بازگشت در آن نباشد . )
- هر آدمى را بايست محالى است و مرا نيز محالى است كه به يقين نخواهد بود و آن ، آن است كه مىبايد خداوند تعالى مرا به عدمى برَد كه هرگز آن عدم را وجود نباشد ؛ زيرا هر چه هست از مقامات و كرامات ، جمله حجاب ؛ و چون حقّ تعالى هستىاى است كه عدم بر وى روا نباشد ، چه زيان دارد در مُلك وى كه من نيستى گردم كه هرگز ، آن نيستى را هستى نباشد . « 2 »
( 681 ) شيخ تاج الدّين ابوالفضل احمد بن محمد بن عبدالكريم بن عطاء اللَّه اسكندرى شاذلى « 3 »
اعجوبه عصر خود در علوم ظاهرى و معارف باطنى و از تلامذه اخلاقى ابوالعبّاس ،
هامش
( 1 ) . سورهى نحل ، آيهى 75 .
( 2 ) . رشحات عين الحياة ؛ نفحات الانس ، شمارهى 378 .
( 3 ) . شاذلى : منسوب به طريقهى شاذليّه كه به اعتبار سكونت مؤسّس آن در روستاى شاذله واقع در كشور تونس ، به اين نام مشهور گرديده است .