بخوانيد . » ( يعنى با اسمها توقّف كنيد ، و در پى درك كردن حقايق [ و ذات ] نشويد ، پس به خاطر آرام گرفتن شوق دوستداران به او و انس گرفتن دلهاى عارفان به او [ دلها به اسمها آرام گيرند ] اسمها را ظاهر و آشكار نموده .
- « من نظَر إلى نفسه مرّةً ، عَمِى عن النّظر إلى شىءٍ من الأكوان على وجه الإعتبار . »
هر كس يك بار به خود نظر بيفكند از اين كه به موجودى از موجودات به ديدهى عبرت نگاه كند ، كور مىشود .
- « علامةُ إعراض اللَّه عن العبد ، أن يشغله بما لا ينفعه . »
از نشانههاى اعراض و روى گردانيدن خداوند از بنده آن است كه او را به چيزى كه سودى براى او ندارد ، سرگرم كند .
- « من [ ما ] لم يخرج مِن كلّيتِّك ، لم يدخل فى حدّ المحبّة . »
تا وقتى از تمام هستىات دست بر ندارى و خارج نگردى [ هر كس از تمام هستى خويش دست برندارد ] ، در مرز محبّت و دوستى داخل نمىشوى [ نمىشود ] .
- « المشاهدةُ للقلوب ، والمكاشفاتُ للأسرار ، والمعايناتُ للبصآئر . »
مشاهده براى دلهاست و مكاشفه براى سرّها و درونها و ديدن براى ديدگان است .
- « والآهَمَ قبلَ أفعالهم ، و عاداهم قبل أفعالهم ، ثمّ جازاهم بأفعالهم . »
خداوند مردم را بيش [ و يا : به جهت ] به افعال و كارهايشان دوست داشته ، و پيش [ و يا به جهت ] افعالشان با آنها دشمنى مىكند ، سپس ايشان را به خود افعالشان پاداش مىدهد .
- « لارضا لمن لا يصبر ، و لا كمالَ لمن لايشكر باللَّه ، وصل العارفون إلى محبّته ، و شكروه على نعمته . »
هر كس صبر و شكيبايى نداشته باشد ، مقام رضا و خشنودى برايش ميسّر نمىگردد و براى كسى كه شكر و سپاس خدا را نگذارد ، كمالى نخواهد بود ، و عارفان به محبت او [ حضرت حق ] رسيده ، و به واسطهى نعمتهايش شكر او را مىگذارند .
- « إنّ المشتاقين إلى اللَّه يجدون حلاوةَ الوقت عند وروده ، لما كشف لهم من روح
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 50
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص٥٠