تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 49

مساهمون:

ص٤٩
و در قَرافه مصر نزديك مزار ذوالنّون مصرى به خاك سپرده شد . گفتار - « أضيقُ السّجون معاشرةُ الأضداد . » تنگ‌ترين زندان‌ها ، همنشينى با اضداد و اغيار و غير همراهان است . - « الحاسدُ جاحدٌ ، لأنّه لا يرضى بِقضآءِ الواحِدِ . » حسود ، منكر [ خدا ] است ، زيرا او به آن چه خداوند يگانه قضا فرموده [ و اراده‌ى حتمىاش بر آن قرار گرفته ] راضى و خشنود نيست . - « الخوفُ و الرّجاءُ كجناحَى الطّآئر إذا استويا ، استوى الطاّئرُ و تمّ فى طيرانه . » بيم و اميد همانند دو بال پرنده هستند كه هنگامى كه آن دو راست و استوار و برابر شوند ، پرنده استوار و معتدل گشته و پريدنش را به صورت كامل انجام مىدهد . - « لو تكلّم أهلُ التّوحيد بلسان التّجريد ، لما بقى محبٌّ إلّامات » اگر اهل توحيد به زبان اهل تجريد [ و پيراسته شدگان از صفات بشريّت ] سخن گويند ، محبّى باقى نمىماند مگر اين كه جان مىسپرد . - « لمّا تشّوقت القلوبُ إلى مشاهَدة ذات الحقّ ، ألقى عليها [ فالقيت إليها ] الأسامىَّ ، فسكنت و ركنت إليها مشعوفين ، والذّات مستترٌ إلى أوان التّجلى ، و ذلك قولُه تعالى :
وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى فَادْعُوهُ بِها
« 1 » أىْ : قفوا معها عن إدراك الحقآئق ؛ فأظهَر الأسامىَّ و أبداها للخلق لتسكين [ ليسكن لها قلوب ] - شوقِ المحبّين له و تأنيس قلوبِ العارفين به . » از آن جا كه دل‌ها مشتاق ديدن ذات حقّ هستند ، خداوند اسم‌ها را بر ذات خويش افكنده و آن را مستور نمود است و لذا دل‌ها با شيفتگى به آن‌ها آرام گرفته و آسوده‌اند و ذات حقّ تعالى تا هنگام تجلّى و ظهورش [ ظهور ذاتى پس از ظهور اسماء ] در پرده است ، و دليل بر اين گفتار خداوند متعال است كه : « براى خدا ، اسم‌هاى نيكوترى است ، پس او را با آن‌ها
هامش
( 1 ) . سوره‌ى اعراف ، آيه‌ى 180 .