تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 357

مساهمون:

ص٣٥٧
إلى الدّعة فى طلب راحته ؟ من ذا الّذى عرف دنياه و آخرته ، فآثرالفانىَ على الباقى لحُمقه و جهالته ؟ أم من ذاالّذى شرب الصّافى من كأس محبّتك ، فلم يستبشر بقوارع محنتك ؟ أم من ذاالّذى عرف حسنَ اختيارك لخلقك فى قدرتك ، فلم يرضَ بذلك ؟ أم من ذاالّذى عرف علمَك بسرّه و علانيته ، و قدرتك على نفعه و ضرِّه ، فلم يكتفِ بك عن علم غيرك به ، و لم يستغنِ بك عن قدرة عاجز مثله ؟ » خداوندا ! كيست آن كسى كه طعم شيرينى مناجاتت را چشيد ، پس چيزى او را از طاعت و رضايتت به خود سرگرم كرد ؟ يا كيست آن كسى كه تو براى او يارى در دنيا و آخرت را تضمين نمودى ، پس به كسى كه مانند خودش در ناتوانى و بيچارگى مىباشد يارى جويد ؟ يا كيست آن كسى كه تو ضامن روزيش در مرض و صحّتش شدى ، پس آن را از غير تو طلب مىكند با معصيت كردن تو در اطاعت از او ؟ يا كيست آن كسى كه گناهانش را شناساندى ، پس از تو براى بريده شدن روزيش نترسيد ؟ يا كيست آن كسى كه بر آن چه نزد توست او را مطّلع كردى ، سپس كرامتش را به سوى تو منقطع كرد ، پس به علت فرو رفتن در طلب راحتى با اطمينان به تو پشت كرد ؟ كيست كه دنيا و آخرتش را بشناسد ، پس امر فانى را بر امر باقى به سبب احمق بودن و نادانيش ترجيح دهد ؟ يا كيست آن كسى كه شراب خالصى از ظرف محبّت را نوشيده باشد ، پس با نزول رنج‌هاى شديدت خوشحال نگردد ؟ آيا كيست آن كسى كه اختيار نيكوى تو را در قدرتت براى مخلوق شناخت پس به آن راضى نگشت ؟ يا كيست آن كسى كه علمت را به پنهان و آشكارش و قدرتت را بر نفع و ضررش دانست ، پس به تو از علم غيرت به او اكتفاء نكرد و از قدرت شخص عاجزى مثل خودش ، به تو بىنياز نگرديد ؟ - « أللّهم ! اجعلنا من الّذين استظلّوا تحت رواق الحزن ، و قرؤوا صحف الخطايا ، و نشروا دواوين الذّنوب ، فأورثهم الفكر الصّالحةفى القلب . » بار الها ! ما را از كسانى قرار ده كه زير سقف حزن سايه گزيدند و كتاب لغزش‌ها را خواندند و صفحه‌هاى گناهان را باز نمودند ، پس فكر صالح در قلبشان به ارث گذارده شد .