تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 358

مساهمون:

ص٣٥٨
- « أللّهم ! واجعلنا من الّذين أدَّبوا أنفسَهم بلذّة الجوع ، و تزيّنوا بالعلم ، و سكنوا حظيرة الورع ، و غلّقوا أبواب الشّهوات ، و عرفوا مسير الدّنيا بموقنات المعرفة ، حتّى نالوا علوّ الزّهد ، فاستعذبوا مذلّة النّفوس ، فظفروا بدار الجلال ، و تواسو بينهم بالسّلام . . . . » بارالها ! ما را از كسانى قرار ده كه خود را با لذّت گرسنگى ادب كردند و به علم ، زينت دادند و در بهشت ورع ساكن شدند و درهاى شهوات را بستند و مسير دنيا را با معرفت‌هاى يقينى شناختند ، تا اين كه به زهد عالى رسيدند ، پس لذّت گواراى ذلت نفس را چشيدند ؛ و جلال و عظمت الهى پيروز شدند و به يكديگر در امنيت [ از شرور و رذايل ] كمك كردند . . . « 1 »
هامش
( 1 ) . تذكرة الاولياء ؛ حلية الأولياء ( طبقات ابونعيم ) ، ج 9 ، ص 10 ؛ رشحات عين الحياة ؛ نفحات الانس ؛ طرائق الحقائق ؛ روضات الجنّات ، ج 2 ، ص 168 . وى اهل يكى از شهرهاى مصر به نام اخميم ( شهرى قديمى در ساحل شرقى رود نيل در ناحيه صعيد كشور مصر ) بود ، سپس به مصر رفت و ساكن آن جا شد ، و پدرش از آزاد كرده‌هاى قريش ، و اهل نوبه ( منطقه‌اى وسيع در كنار رود نيل ميان اسوان در مصر و ذنقله در سودان ) بود ، وى را علاوه بر كلمات و گفتارى كه قدرى از آن ذكر شد ، حكاياتى است كه هر كدام در باب خود ذكر مىشود ، و همچنين اشعار عربى توحيدى است ، و ما به ذكر كلمات وى اكتفا كرديم .