تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 256

مساهمون:

ص٢٥٦
توبه كردم و سپس باز به سوى آن برگشتم ؛ و از خدا طلب آمرزش مىنمايم و از او درخواست توبه مىكنم از هر پيمانى كه براى خدا عليه نفس خويش بستم و سپس آن را به هم زدم و به آن وفا ننمودم ؛ و از خدا طلب آمرزش مىكنم و به سوى او توبه مىكنم از هر نعمتى كه خداوند در مدّت عمرم بر من ارزانى داشت ، ولى در انجام معصيت او از آن كمك و يارى گرفتم ؛ و از خدا نگاهدارى و خوددارى از همه‌ى اين امور را درخواست مىنمايم . - « لايفلح فقير يقول : بأىّ شىءٍ آكلُ خبزى . » هر فقير [ و سالك ] ى كه بگويد : نان خود را با چه چيزى خواهم خورد ، رستگار نمىگردد . - « سكون النّفس إلى قبول المدح لها ، أشدّ عليها من ذلّ المعصية ، و لايضرّ الثّنآء من عرف نفسه . » آرام گرفتن نفس به پذيرش مدح و ستايش ديگران از خوارى معصيت و گناه بر او سخت‌تر و بدتر است ؛ و مدح و ثنا براى كسى كه نفس خويش را شناخته ضرر و گزندى ندارد . - « من ضبط بطنه ، ضبط الأعمال الصّالحة كلّها . » هر كس شكم خود را حفظ نمايد ، تمام اعمال صالح و شايسته را حفظ نموده است . - « من طلب الدّنيا ، فليتهيّأ للذلّ . » هر كس در جستجوى دنيا باشد ، بايد خود را آماده‌ى پستى و خوارى نمايد . - « إجعل الآخرة رأس مالك ، فما أتاك من الدّنيا ، فهو ربح . » آخرت را سرمايه‌ى خود قرار بده ، سپس آن چه از دنيا به تو رسد ، سود است . - « أُقسِم باللَّه ، لَرضحُ النّوى ، و شرب مآء القلب المالحة ، أعزّ للإنسان من حرصه ، و من سؤال الأوجه الكالحة ؛ فاستعِن باللَّه ، تكن ذا غنىً ، مغتبطاً بالصّنعة الرّابحة . اليأس عزّ و التّقى سؤدد ، و رغبة النّفس لها فاضحة . من كانت الدّنيا به برّةً ، فإنّها يوماً له ذابحةً . »