است كه به دست مبارك موسى بن جعفر - عليهماالسّلام - توبه نمود ، « 1 » و با فضيل بن عياض مصاحبت داشت . سال 150 به دنيا آمد و روز چهارشنبه دهم محرّم الحرام [ ربيع الأوّل و يا ماه صيام ] سال 226 يا 227 در بغداد از دنيا رفت ، اصلش از يكى از قُراى مَروْ به نام مابُرسام « 2 » است و بعدها ساكن بغداد گرديد . و بعضى گفتهاند در بغداد از دنيا رفت و برخى گفتهاند : مزارش در قصبهاى از اعمال و توابع شوشتر زيارتگاه مردمان است .
بشر حافى از اولاد رؤسا و كتّاب بود . گويند : سبب توبهاش آن بود كه روزى موسى بن جعفر - عليهماالسّلام - از در خانه او مىگذشت ، صداى ساز و آواز از منزل بشر شنيدند .
كنيزكى از خانه بيرون شد . حضرت پرسيدند : صاحبِ اين خانه آزاد است ، يا بنده ؟
گفت : آزاد . فرمود : راست گفتى ، اگر بنده بود از مولايش مىترسيد ، و چنين نمىكرد .
كنيزك برگشت و جريان را به مولايش گفت . بشر با پاى برهنه بيرون دويد و خدمت حضرت اظهار ندامت و شرمندگى نمود و به دست ايشان توبه كرد . « 3 » حكايت
نقل است كه : هنگام احتضارش ، جمعى از ياران بر بالينش حاضر بودند ، خواستند قارورهى وى را به طبيب برند . گفت : من نزد طبيبم ، هر چه ارادهى او است ، با من كند .
گفتند : فلان نصرانى ، طبيب حاذقى است . گفت : بگذاريد طبيب مرا بيمار نموده است .
چون زياده مبالغه نمودند ، به خواهر خود گفت : فردا قارورهى مرا به ايشان ده . چون صبح شد ، قارورهى وى را نزد طبيب نصرانى بردند ، نظرى در آن كرد و تا سه مرتبه دستور داد حركت داده ، به زمين گذاشتند ، يكى از آنها گفت : ما تو را طبيبِ حاذقى
هامش
( 1 ) . از قول شهيد ثانى نوشتهاند كه وى به دست حضرت سجاد - عليه السّلام - توبه نموده ، و عين نقل فوق را انتساب به آنحضرت داده است . ظاهراً درست نباشد ، چون ولادت بشر سال 150 است ، لذا نمىتواند درك زمان امام سجاد - عليه السّلام - را بنمايد ، ولى ملاقاتش با حضرت كاظم - عليه السّلام - ممكن است چون شهادت حضرت در سال 183 واقع شد .
( 2 ) . مابرسام : روستايى در مرو .
( 3 ) . علّت توبهاش را غير از اين هم گفتهاند .