حال آن كه دوستت از دستت ايمن و آسوده نيست .
- « غنيمة المؤمن غفلة النّاس عنه ، و خفآء مكانه عليهم . »
غافل بودن مردم از مؤمن و مخفى بودن مكان او بر آنان ، براى مؤمن غنيمت است .
- « ما أعظم مصيبة مَن فاته اللَّه - عزّوجلّ ! »
چه بزرگ است مصيبت كسى كه خداوند - - عزّوجلّ - - از دست او رفته !
- « لو تفكّروا النّاس فى عظمة اللَّه ، لما عصوااللَّه . »
اگر مردم در عظمت خداوند مىانديشيدند ، هرگز معصيت خدا را نمىكردند .
- « إذا قلّ عملُ العبد ، ابتلِى بالهّم . »
وقتى عمل بنده اندك باشد ، به همّ و غمّ و حزن و اندوه گرفتار مىگردد .
- « أصلح سريرتك ، واعبُد حيث شئتَ . »
باطن خود را شايسته و پيراسته گردان ، و هر جا [ و هر گونه ] خواستى خدا را عبادت كن .
- « اكتُم حسناتِك ، كما تكتِم سيئاتِك . »
همان گونه كه گناهان خود را از مردم مىپوشانى حسنات و كارهاى نيك خود را نيز بپوشان .
- « إذا أعجبك الكلام ، فاصمُت ؛ و إذا أعجبك الصّمتُ ، فتكلّم . »
وقتى از سخن گفتن خوشت آمد ساكت شو ، و هرگاه از سكوت و خاموشى خوشت آمد سخن بگو .
- « من عامل اللَّه بالصّدق ، إستوحش من النّاس . »
هر كس كه با صدق و راستى با خدا معامله كند ، احساس تنهايى با مردم خواهد كرد .
- « من سأل اللَّه - تعالى - الدّنيا ، فإنّما يسأله طولَ الوقوف . »
هر كس دنيا را از خداوند متعال بخواهد ، در حقيقت ماندن و وقوف بيشتر در دنيا ، و در محضر الهى در قيامت را از او خواسته است .
- « عزّ المؤمن إستغنآئه عن النّاس ، و شرفه قيامُه باللّيل . »
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 258
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص٢٥٨