برگشت به من نظر كرد و گفت : مىدانى مجنون كيست ؟ گفتم : خير ، گفت :
« المجنونُ مَن يخطو خُطوةً و لم يذكر ربَّه فيها . »
ديوانه كسى است كه گامى بردارد ، و در آن هنگام به ياد پروردگارش نباشد .
گفتار
- « إن اللَّهَ تعالى عجَّل لأرواحِ الأوليِاءِ التلذُّذَ بِذِكرِهِ والوصولَ إلى قربِهِ ، و عجّل لِابدانِهِم النّعمةَ بِما نالوه مِن مصالِحِهم ؛ فعيشُ أبدانهم عيش الجُثمانيين ، و عيشُ قلوبهم عيشُ الرّوحانييّن ، و لهم لسانان : ظاهرٌ و باطنٌ ، فلسانُ الظّاهر يكلّم أجسامَهم ، و لسانُ الباطن يناجى أرواحَهم . »
به راستى كه خداوند متعال ارواح دوستانش را از لذّت بردن به يادش و رسيدن به قرب و نزديكىاش و بدنهايشان را از برخوردارى و تنعّم به آن چه كه از مصلحتهايشان به آنان رسيده ، زودتر [ در دنيا ] بهرهمند فرموده و لذا زندگانى تنشان بسان زندگانى اهل جسم و كالبد گرايان ، و زندگانى دلهايشان همچون زندگانى اهل روح و روحانيان مىباشد و براى ايشان دو زبان است : زبان ظاهرى و زبان باطنى و درونى ، زبان ظاهرى با پيكرها و بدنهاى ايشان سخن مىگويد و زبان درونى ، با ارواح ايشان مناجات مىكند .
- « العارفُ يستعين بكلّ شىءٍ ، فإذا وصل ، إستغنى باللَّه ، وارتفعت همّتُه عن الوقوف عمّا سواه ، وافتقر النّاسُ إليه . »
عارف به هر چيز كمك مىجويد ، ولى وقتى به خدا رسيد ، تنها به او احساس بىنيازى مىكند ، و همّت و عزم او بلندتر از آن مىگردد كه براى غير او بايستد و از آن كمك بخواهد ، و مردم به او نيازمند مىگردند .
- « مثلُ النَّفس فى الصّفات كمثَل مآءٍ طاهرٍ واقفٍ صافٍ ، فإذا حرّكَتَه ظهَر ما تحتَه من الحيئ ؛ و كذلك النّفسُ تظهر مرتبتَها عندالمِحَن والفاقة والمخالفة لِاهوآئِها . و من لم يعرِف ما طوى مِن الصّفاتِ فى نفسِهِ ، كيف يدّعى معرِفةَ ربِّه ؟ ! »
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 13
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص١٣