تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 10

مساهمون:

ص١٠
جهاد با آنان برخواست ، و به دست آنان تيرباران شد ، تيرى به سينه‌اش رسيد ، شيخ تير را بيرون كرد ، ولى در اثر همان تير به شهادت رسيد . وى شاگردان برجسته‌اى دارد كه نام آنان در اين رساله ذكر شده است . مزارش در كركانج خوارزم مشهور به اورگنج است . از تأليفات او است : فواتح الجمال ؛ خائف الهائم من لومة اللائم ؛ منازل السّائرين . شعر
- عمرى همگى قرب و لقا كرده طلب * پيدا و نهان از من و ما كرده طلب كار از درِ دل ، گشاد هم آخر كار * او بين كه كجا و ما كجا كرده طلب چون نيست ز هر چه نيست ، جز باد به دست * چون هست به هر چه هست ، نقصان و شكست پندار كه هست هر چه در عالم ، نيست * زنگار كه نيست هر چه در عالم هست عقل از رهِ تو حديث و افسانه برد * در كوى تو ره مردم ديوانه برد هر لحظه چو من هزار دلسوخته را * سوداى تو از كعبه به بتخانه برد حاشا كه دلم از تو جدا خواهد شد ! * يا با كس ديگر آشنا خواهد شد از مهر تو بگذرد ، كه را دارد دوست ؟ * وز كوى تو بگذرد ، كجا خواهد شد ؟