تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 40

مساهمون:

ص٤٠
- به او گفتند : « بم يتّم الورعُ ؟ » قال : « بتسوية كلِّ الخلق من قلبك و اشتغالِك عن عيوبهم بذنبك ، و عليك بلفظ الجميل ، من قلبٍ ذليل ، لربِّ جليل ، فكّر فى ذنبك ، وتُب إلى ربّك ، يثبت الورعُ فى قلبك ، واحسِم إلّامِن ربّك . » به چه چيزى ورع كامل مىگردد ؟ گفت : به پرداختن [ و بيرون نمودن ] همه‌ى خلق از دلت ، و مشغول و سرگرم شدن به گناه خود به واسطه‌ى روگرداندن از عيب‌هاى آنان ، و بر تو باد كه با لفظ زيبا از دل ذليل با پروردگار بزرگ [ سخن گويى ] ، و پيرامون گناهت بينديش و به سوى پروردگارت توبه كن ، تا ورع [ و پرهيز از گناهان ] در قلبت ثابت و استوار گردد و جز [ از همه چيز ] از پروردگارت [ به دل ] قطع رابطه كن . - از او درباره‌ى عبادت پرسيدند ، گفت : « رأسُ العبادة التفكّرُ ، والصّمتُ إلّامِن ذكر اللَّه . » اول عبادت تفكر و سكوت مگر از ذكر خداوند است . - به لقمان گفتند : « ما بلَغ من حكمتك ؟ قال : [ لا ] أسئل عمّا قد كفيتُ ، و لا أتكلّف ما لايَعنينى . . . » چگونه به اين مرتبه از حكمت رسيدى ؟ گفت : آن چه را كه كفايت شده‌ام [ و خداوند ضامن آن است ] درخواست ننمودم و خود را در امورى كه به كارم نمىآيد به زحمت نينداختم . . . - وقتى مردى را ديد كه آتش به دكانش افتاده و سرمايه و هستىاش مىسوزد و جزع و فرياد مىكند . ابراهيم گفت : « يا عبدَاللَّه ! إنّ المالَ مالُ اللَّه ، متّعك به إذ شآء ، و أخذه منك إذ شآء ؛ فاصبر لِامرِهِ و لا تجزع فإنّ مِن تمامِ شكرِاللَّهِ على العافية الصّبرَ له على البليّة ، و من