باشد ؛ و دوّم : هر كه خوابش زياد باشد ، نبايد اميد به بيدارى شب داشته باشد ؛ و سوّم : هر كس رفت و آمد و آميختگىاش با مردم زياد باشد ، نبايد در شيرينى و حلاوت عبادت اميد داشته باشد ؛ و چهارم : هر كه ظالمين را برگزيند ، نبايد اميدى به استوارى دينش داشته باشد ؛ و پنجم : هر كس عادتش غيبت كردن و دروغ گفتن باشد نبايد طمع داشته باشد كه با ايمان از دنيا برود ؛ و ششم : هر كه خشنودى مردم را طلب كند ، نبايد در خشنودى خدا طمع داشته باشد .
در اين گفتار تأمّل كردم ، علم اوّلين و آخرين را در آن يافتم .
- اين كلام را زياد به زبان مىآورد :
« إتخذ صاحباً ، و ذرالنّاس جانباً . »
مصاحبى براى خود بگير و مردم را به طرفى رها كن .
- « من أراد الرّاحةَ ، فليخرج الخلقَ من قلبه حتّى يستريح . »
كسى كه راحتى را مىخواهد ، بايد مخلوقات را از دلش بيرون كند ، تا آسوده گردد .
- « إتّخذ اللَّهَ صاحباً ، ودَع النّاسَ جانباً . »
خدا را دوست خود قرار بده و مردم را به كنارى رها كن .
- از جمله نصايحى كه به عبدالملك نوشته اين است كه :
« مَن خافه ، لم يصنع ما يُحبّ ، و لم يتكلّم بما يشتهى . »
هر كس از خدا بترسد هر آن چه را كه دوست دارد انجام نمىدهد و به هر چه دلش مىخواهد تكلّم نمىكند .
« إن استطعتَ أن لا يكون عندك أحدٌ هو آثَرُ من اللَّه ، فراقِبه فى الغضب و الرّضا ، فإنّه يعلم السّرَّ و أخفى ، و يغفر ويعذّب ، و لا منجا منه إلّاإليه . »
اگر بتوانى كسى نزد تو برتر از خدا نباشد ، پس در حال غضب و رضايت مراقب خدا باش ، كه همانا او است كه به اسرار و مخفىتر از آن آگاه است ، و مىآمرزد و عذاب مىكند و راه نجاتى از او جز به سوى او نيست .
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 37
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص٣٧