راحتى از خود و بريدن ايمنى و آسايش .
- « مَن أحبّ أن يُعرَف بشىءٍ من الخير أو يذكر به ، فقد أشرك فى عبادته ، لأنّ مَن عبد على المحبّةِ لايحِبّ أن يرى خِدمته سِوى مخدومه . »
هر كس دوست داشته باشد كه به خير و خوبى شناخته شود ، يا نام او به خير و خوبى برده شود ، مسلّماً در عبادتش شرك ورزيده است ؛ زيرا كسى كه بر اساس محبّت ، عبادت كند ، دوست ندارد كه كسى به جز مخدوماش ، خدمت و بندگى او را ببيند .
حكايت
- روزى در يكى از قبّههاى مقابر شام بودم كه در نداشت و پردهاى عوض در آويخته بودند . ناگاه متوجه شدم كسى به ديوار آن مقبره مىزند ، پرسيدم : كيست ؟ گفت :
« إمرأةٌ ضالّةٌ ، دلّنى على الطرايق ، رحمك اللَّهُ ! »
زنى گمشده هستم ، مرا به راه راهنمايى كن ، خداوند تو را رحمت كند !
گفتم :
« رحمك اللَّهُ ! أىَّ الطّريق تسألين ؟ »
خداوند تو را رحمت كند ! از كدام راه مىپرسى ؟
پس شروع به گريه كرد و گفت :
« يا أحمدُ ! على الطّريق النّجاة . »
اى احمد ! راه نجات و رهايى را .
گفتم :
« هيهات إنّ بيننا و بين طريق النجاة عقاباً ، و تلك العقابُ لاتقطع إلّاباليسير الحثيث و تصحيحِ المعاملة و حذفِ العلائق الشّاغلة عن أمر الدّنيا و الآخرة . »
هيهات ! همانا بين ما و راه نجات ، گردنههايى وجود دارد آنها را جز با سير تيز و سريع و تصحيح معامله با خداوند و قطع تعلقاتى كه انسان را از كار دنيا و آخرت باز مىدارد ، نمىتوان طى كرد .
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 339
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص٣٣٩