همانا بساط مجد و بزرگى تنها بدين علت براى اولياى الهى پهن گشته است كه به خداوند متعال انس بگيرند ، و حياء و گرفتگى ناگهانى و به يك بارگى وارد شدن مشاهدهى [ حق ] براى آنان برداشته شود ، و بساط ترس و هراس تنها بدين منظور براى دشمنان پهن گشته ، تا از اعمال زشتشان احساس دلتنگى نموده ، و محل شهود و ديدگاه اعلى و حضور حضرت حق را كه مايهى آسودگى و راحتى است ، نبينند .
- « إذا زاد فى الولىّ ثلاثةُ أشيآء ، زاد فيه ثلاثةُ أشيآء : إذا زاد فى خُلقه ، زاد فى تواضعه ؛ و إذا زاد فى ماله ، زاد فى سخآئه ؛ و إذا زادعمرُه زاد اجتهادُه . »
وقتى سه چيز بر ولىّ خدا افزون شد ، سه چيز در او زياد مىگردد : وقتى اخلاق او افزون گرديد ، تواضعش زياد مىشود ، و هرگاه مال و دارايىاش افزون شده ، سخاوت و بخششاش بيشتر مىگردد ، و وقتى عمرش طولانى گشت ، تلاش و كوشش او در اعمال ، بيشتر مىشود .
- « من كانت نفسُه لا تحبّ الدّنيا ، فأهلُ الأرض يحبّونه . و من كان قلبُه لايحبّ الدّنيا ، فأهلُ السّمآء يحبّونه . »
هر كس كه نفسش دنيا را دوست نداشته باشد ، اهل زمين او را دوست مىدارند و هر كس كه دلش دنيا را دوست نداشته باشد ، اهل آسمان او را دوست مىدارند .
- از ادب سالك آن است كه : كسى را كه به طلب دنيا مبتلا است ، ملامت و سرزنش نكند ، بلكه به وى شفقت و رحمت و دعا نمايد تا خداوند او را از اين تعب راحتى بخشد .
- « وصل القومُ بخمسٍ : بلزومِ الباب ، و تركِ الخلاف ، والنّفاذ فى الخدمة ، والصّبرِ على المصآئب ، و صيانةِ الكرامات . »
اهل اللَّه به واسطهى پنج چيز به خدا رسيدند : ملازم بودن دَرِ [ خانهى خدا و عبوديّت و بندگى ] ، ترك مخالفت با او ، فناى در خدمت و بندگى ، صبر بر گرفتارىها و حفظ كردن [ و ظهور ندادن ] كرامات . « 1 »
هامش
( 1 ) . رشحات عين الحياة ؛ نفحات الانس ، شمارهى 138 ؛ طبقات شعرانى ، ج 1 ، ص 84 ؛ حلية الأولياء ( طبقات ابونعيم ) ، ج 10 ، ص 315 . محمّد بن ابى الورد برادر احمد است ، اما بعضى گمان كردهاند نام احمد ، محمّد است .