گفتار
- « للمال قاسمٌ ، و للبُخل قاسمٌ ، و للغيظ كاظمٌ . »
مال و دارايى خويش را با مستمندان تقسيم نموده و بخل را شكسته و غيظ خود را فرو مىبرد .
- « نظرنا فى هذا الأمرِ ، فإذا الّذين بلغوا منه الغاياتِ ، المنفردون . »
در اين راه [ توحيد ] دقت كرديم و ديديم تنها منفردان [ و كناره گيرندگان از خلق ، و يا : اهل توحيد ] به غايت و نهايت آن رسيدهاند . « 1 »
( 485 ) ابوهاشم زاهد عراقى « 2 »
منقطع از خلايق و پيوسته به حقّ و از اقران ابوعبداللَّه بن ابى جعفر براثى است كه با بشر حافى - متوفى به سال 227 - مصاحبت داشت .
گفتار
- « إنّ اللَّهَ تعالى وسَم الدّنيا بالوحشته ، ليكونَ أنسُ المرتدّين به دونَها ، و ليُقبِل المطيعون إليه بالإعراض عنها ؛ فأهلُ المعرفة باللَّه فيها مستوحشون ، و إلى الآخرة مشتاقون . »
به راستى كه خداوند متعال دنيا را به وحشت و تنهايى داغ نهاده و نشانه گذارى فرموده تا انس مريدان حضرت حق به خود او باشد نه به دنيا و براى اين كه اطاعت كنندگان با پشت كردن به دنيا به سوى خدا روى آورند . لذا عارفان به خدا در دنيا احساس تنهايى و يگانگى مىكنند و به آخرت ميل و اشتياق دارند .
هامش
( 1 ) . حلية الأولياء ( طبقات ابونعيم ) ، ج 10 ، ص 146 .
( 2 ) . عراقى : 1 . منسوب به عراق كشور معروف واقع در جنوب غربى آسيا ؛ منسوب به عراق عجم ، ناحيهاى از مركز ايران شامل ايالات و ولايات مركزى فيما بين اصفهان و همدان و تهران و مشتمل بر شهرهاى كرمانشاه ، همدان ، ملاير ، اراك ، گلپايگان و اصفهان .