افسوسى است كه از درون شعلهور گرديده و سپس با يك نگاه به محبوب از بين مىرود و فروكش مىنمايد و قدرت و نيروى عارف عبارت است از حساب كشيدن باطنى هنگام غناى بنده به واسطهى شهود حضور و غرق شدن دل در درياى مشاهده به واسطهى غلبهى مشهود و حضرت حقّ .
- « التسليمُ إرسالُ النفس فى ميادين الأحكام ، و تركُ الشَّفَقة عليها من الطّوارق . »
تسليم عبارت است از رها كردن خويشتن در ميدانهاى احكام [ و قضاى الهى ] و نترسيدن از مصائب و گرفتارىها و موانع راه بر نفس . « 1 »
( 481 ) ابوالوفاى خوارزمى « 2 »
از كبار مشايخ خوارزم و جامع علم و عمل و در حسن خلق يكتا است . وى شاگرد شيخ ابوالفتح و ابوالفتوح خوارزمى بوده و در سال 835 از دنيا رفت . كنز الجواهر از تأليفات او است .
شعر
- در سينه كسى كه درد پنهانش نيست * چون زنده نمايد او دل و جانش نيست
رو درد طلب كه علّت بىدردى * دردى است كه هيچ گونه درمانش نيست
من از تو جدا نبودهام تا بودم * اين است دليل اخترِ مسعودم
در ذات تو ناپديدم از معدودم * در نور تو ظاهرم اگر موجودم
بد كردم و اعتذار ، بدتر ز گناه * زيرا كه در اين هست ، سه دعوى تباه
هامش
( 1 ) . طبقات شعرانى ، ج 1 ، ص 116 .
( 2 ) . خوارزمى / خوارزميّه : منسوب به خوارزم ناحيهاى معروف و وسيعى واقع در كنارهى رود جيحون ( آمودريا ) در آسياى ميانه .