( 487 ) ابويعقوب اقطع « 1 »
عارفى بزرگوار كه ميان وى و جنيد - متوفى به سال 299 - مكاتباتى صورت گرفت .
نيز ابوالحسن مزيّن - متوفى به سال 327 يا 328 - وى را ديدار نمود . « 2 »
( 488 ) ابويعقوب خرّاط عَسقَلانى « 3 »
در ديدارى كه با ابوالحسن نورى ، احمد بن محمد - متوفى به سال 295 - داشت . وى ابياتى « 4 » را بالبداهة به طريق موعظه به او گفت و وى آنها را يادداشت نمود . « 5 »
( 489 ) ابو يعقوب زيّات « 6 »
اوقات خود را مغتنم مىشمرد و پيوسته به خود و نفس خويش اشتغال داشت . از لحظات عمرش بهرهبردارى مىكرد و در خلوات و تنهايىاش به بندگى حق مشغول بود و عبّاد و نسّاك وى را تعظيم مىكردند . ابوالقاسم جنيد - متوفى به سال 299 - وى را ديدار كرد .
هامش
( 1 ) . اقطع : 1 . كسى كه دو دست ندارد ؛ 2 . ناشنوا .
( 2 ) . رشحات عين الحياة ؛ نفحات الانس ، شمارهى 145 .
( 3 ) . خرّاط : كسى كه چوب را تراشيده و از آن چيزهايى را مىسازد ؛ عسقلانى : منسوب به عَسْقلان : 1 . شهرى معروف واقع در ساحل فلسطين در نزديكى مصر ؛ 2 . محلّهاى در بلخ و يا روستايى از توابع آن .
( 4 ) . اصل اين ابيات در دست نيست .
( 5 ) . رشحات عين الحياة ؛ نفحات الانس ، شمارهى 148 .
( 6 ) . زيّات : كسى كه به فروختن روغن زيتون ( كه بيشتر در شام بوده ) و يا به جمع آورى و حمل و نقل آن از مكانى به مكان ديگر اشتغال داشته باشد .