كسى كه خداوند متعال را دوست بدارد ، حق متعال او را به محنتها مبتلا مىكند ، پس اگر از او سبحانه به سوى غيرش التفات و توجّه نمود از پروردگار محجوب گشته و از بساط و سفرهى اهل محبّت ساقط مىگردد .
( 362 ) ابوعبيد بُسْرى « 1 »
شاه شجاع كرمانى - قرن سوّم - و ابوعبداللَّه جلا با وى مصاحبت اخلاقى داشتند . « 2 »
( 363 ) ابوعبيد خوّاص « 3 »
عارفى ربانى كه از حياء الهى هرگز سر به طرف آسمان بلند نمىنمود و استطاعت و طاقت شنيدن سورهى قارعه را نداشت . وى هفتاد سال عمر كرد .
گفتار
به بعضى از اخوان خود نوشته بود :
« إنّكم فى زمان قلَّ فيه الورعُ ، و حمل العلمِ فيه مفسدة ، و أحبّوا أن يُعرَفوا بحمله ، و كرهوا أن يُعرَفوا بإضاعة العمل به ؛ فنطقوا فيه بالرّأى ليزنوا ما دخلوا فيه من الخطايا ، فذنوبهم ذنوبٌ لا يستغفر منها . »
به راستى كه شما در زمانى هستيد كه ورع و پرهيز از گناه در آن اندك است و حمل
هامش
( 1 ) . بُسرى : منسوب به بُسر ، روستايى از توابع حَوْران از اراضى دمشق . براى توضيح بيشتر ، ر . ك : اللّباب ابن اثير .
( 2 ) . حكايت ملاقات وى با مردى در كوه لُكام در حرف راء به نام رجل مجهول ذكر شده است . ر . ك : شرح حال ابوعبداللَّه احمد بن يحيى جلا و شاه شجاع كرمانى ، به حسب ظاهر وى همان ابوعبيداللَّه بسرى محمد بن حسان است كه ذكر مىشود .
( 3 ) . خَوّاص : 1 . فروشندهى برگ درخت خرما ؛ 2 . كسى كه از شاخهها و برگ درخت خرما باد بزن دستى و مانند آن مىبافد .