تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠

( 352 ) مولانا ابوعبداللَّه ذرّاع « 1 » بصرى

شاه شجاع كرمانى - قرن سوّم - با وى مصاحبت اخلاقى داشت . « 2 »

( 353 ) ابوعبداللَّه سِنْجَرى [ شَجَرى ] « 3 »

از اعاظم مشايخ اهل معرفت و جوانمردان خراسان است . با عمر بن ابى الحسن حدّاد - متوفى به سال 632 - مصاحبت داشت و بارها با توكّل بيابان پيمود . گفتار - علامت اوليا سه چيز است : با بلندىِ مقام تواضع داشتن ؛ و با قدرت و مكنت زاهد بودن ؛ و با قوّت و قدرت انصاف داشتن . - بر واعظى كه توانگر از مجلسش درويش و درويش ، توانگر برنخيزد ، او را واعظ مخوان . - سودمندترين چيز براى سالك ، صحبت صالحين و اقتداء به ايشان در افعال و اخلاق و زيارت قبور دوستان خدا و قيام به خدمت سالكين الى اللَّه است . - فتوت و جوانمردى ، معذور داشتن خلق و آن چه برايشان مىرود و تقصير خود ديدن ، و شفقت بر خلايق از نيكوكار و بدكار است . و كمال فتوّت آن است كه خلق تو را از خدا باز ندارد .
هامش
( 1 ) . ذَرّاع : كسى كه گز كردن و اندازه گرفتن اشياء آگاه است . ( 2 ) . ر . ك : شرح حال شاه شجاع كرمانى . ( 3 ) . سِنْجَرى : منسوب به سِنْجَرْ : 1 . مخفّف سِنْجار شهر مشهور و قديمى واقع در شمال عراق مىباشد ؛ 2 . نام جدّ به همين نام ؛ شَجَرى : منسوب به شجره : 1 . روستايى در نزديكى مدينه‌ى منوره ؛ 2 . جدّ به نام شجره ؛ 3 . شجره ، به معناى درخت ، يا درخت خاصّ .