( 349 ) ابوعبداللَّه حَضرَمى « 1 »
عبداللَّه بن مرتعش - متوفى به سال 328 - وى را ملاقات نمود و از وى درباره اهل كمال سؤال كرد . مىگويد : با آن كه بيست سال بود سخن نگفته بود ، چون از اهل كمال پرسيدم . گفت :
رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ
« 2 » مردانى هستند كه آن چه را كه با خدا پيمان بستند صادقانه عمل كردند و به پيمان خود با خدا وفا نمودند .
گفتم : چون است سخن ايشان ؟ گفت :
لا يَرْتَدُّ إِلَيْهِمْ طَرْفُهُمْ وَ أَفْئِدَتُهُمْ هَواءٌ
« 3 » چشم به اين طرف و آن طرف نمىاندازند و دل ايشان واله و پر التهاب و جوشش است .
گفتم : در چه حالى از احوال قرار دارند ؟ گفت :
فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ
« 4 » در جايگاه صدق و راستى ، نزد فرمانرواى مقتدر و نيرومند [ خداوند متعال قرار دارند ] .
گفتم : زيادت فرما ؟ گفت :
هامش
( 1 ) . حضرمى : منسوب به : 1 . حضرموت ، قبيلهاى بزرگ منشعب از حِمْيَر ؛ 2 . ناحيهاى وسيع در جنوب شبه جزيرهى عربستان در يَمَن ، البته بسيارى از اهل اين ناحيه به جاهاى ديگر نقل مكان نموده ، ولى نام حَضْرَمِىّ بر آنان محفوظ مانده است ؛ 3 . ناحيهى ديگرى در يمن .
( 2 ) . سورهى احزاب ، آيهى 23 .
( 3 ) . سورهى ابراهيم ، آيهى 43 .
( 4 ) . سورهى قمر ، آيهى 55 .