گفتار
- هر كه حقّ تعالى را شناخت ، لازمهى وفاى عهد آن است كه آرام گيرد با خداى تعالى و اعتماد به وى كند .
- هر كه اشارت كند به خداى تعالى و سكونت به غير او گيرد ، خدا او را مبتلا گرداند .
چنان چه به خدا رجوع نمايد ، آن بلاها از وى دور سازد ؛ و چنان چه با غير حق تعالى سكونت او دايم شود ، حقّ سبحانه رحمت خود از دل خلق ببرد و او را لباس طمع در پوشد ، تا پيوسته مطالبهى طمع از خلق كند و خلق را بر وى شفقّت نباشد ، تا جايى رسد كه زندگى او به سختى و ناكامى گذرد و مرگ وى به دشوارى و حيرت و بلا و رنج باشد و حاصل آخرت وى ، ندامت و تأسّف باشد .
- صبر ، ثبات است در عبوديّت ، به موجب احكام كتاب و سنّت .
- داروى دل پنج چيز است : خواندن قرآن و در آن تدبّر كردن ؛ و پيوسته شكم از طعام تهى داشتن ؛ و قيام شب ؛ و دعا و تضرّع وقت سحرگاه ؛ و با صالحان و نيكان صحبت داشتن .
- حديثِ معرفت در سحرگاهان جوييد و چنان چه آن جا نيابيد ، هيچ جاى ديگر مجوييد كه نيابيد .
- آفت مريد در سه چيز است : دوست داشتن درهم ؛ دوست داشتن زن ؛ دوست داشتن رياست . محبّت درهم به ورع مىرود ؛ و محبّت زن به ترك شهوات و سيرى ؛ و محبّت رياست به ثابت كردن سقوط از زندگى و نابودى خود .
- مريد صادق ، خدا مراد او است و صدّيقون برادرهاى اويند و خلوت خانهى او و تنهايى انس او و روز غم وى و شب فرحش و راهنماى او قلبش و قرآن يارش و شيوه و زىِّ او گريه و خورشت او گرسنگى و سياحتش عبادت و ريسمانش معرفت و زندگى دنيا سفر و ايّام منازل و تقوى و ورع راه و صبر شِعار و روكشش « 1 » سكون و آرامش و
هامش
( 1 ) . يعنى لباسى كه روى لباسها مىپوشند ، و « شِعار » به معناى لباسى است كه زير لباسها مىپوشند .